بهمن نامه

سابقاً رکن پنجم دموکراسی

موضوع برای نوشتن زیاد داشتم. با این وجود حس و حالی برای نوشتن نداشتم. در تعطیلات نوروز دایی خود را از دست دادم. در تعطیلات نوروز با او تماس گرفتم. قرار بر این بود که وقتی همسر و فرزندم از سفر برگشتند برای دیدار نوروزی به دیدار وی برویم. برایشان سلام رساند. روز بعد شنیدم در بیمارستان بستری شده است. احوالش را پرسیدم. به او تلفن زدم. روحیه­اش مثل همیشه خوب بود. می­گفت یکی دو روز دیگر خوب خواهد شد و از بیمارستان مرخص خواهد شد. جویای احوالش بودم. سال­ها بود که با بیماری دستو پنجه نرم می­کرد ولی روحیه­اش مثال زدنی و یا به تعبیری مثال نزدنی بود. همیشه خدا را به خاطر عمری که گرفته بود شاکر بود.


برچسب‌ها: داود بهی
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه ۱۳۹۴/۰۱/۲۴ساعت 14:49  توسط بهمن کبیری پرویزی (پارتیزان)  | 

موضوع برای نوشتن زیاد داشتم. با این وجود حس و حالی برای نوشتن نداشتم. در تعطیلات نوروز دایی خود را از دست دادم. در تعطیلات نوروز با او تماس گرفتم. قرار بر این بود که وقتی همسر و فرزندم از سفر برگشتند برای دیدار نوروزی به دیدار وی برویم. برایشان سلام رساند. روز بعد شنیدم در بیمارستان بستری شده است. احوالش را پرسیدم. به او تلفن زدم. روحیه­اش مثل همیشه خوب بود. می­گفت یکی دو روز دیگر خوب خواهد شد و از بیمارستان مرخص خواهد شد. جویای احوالش بودم. سال­ها بود که با بیماری دستو پنجه نرم می­کرد ولی روحیه­اش مثال زدنی و یا به تعبیری مثال نزدنی بود. همیشه خدا را به خاطر عمری که گرفته بود شاکر بود.


برچسب‌ها: داود بهی
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه ۱۳۹۴/۰۱/۱۹ساعت 7:50  توسط بهمن کبیری پرویزی (پارتیزان)  | 

فرا رسیدن عید سعید نوروز سال یکهزار و سیصد و نود و چهار هجری شمسی مبارک باد. سال یکهزار و سیصد و نود و سۀ هجری شمسی به اتمام رسید. علیرغم همۀ سختی­ها و نامرادی­های سال گذشته یکی از نعمات بزرگ زندگیم که فرزندی سالم بود در این سال نصیبم شد. خداوند علیم حکیم خطابخش پوزش­پذیر بعد از نعمت پدر و مادر و همسری وفادار، فرزندی سالم به من عطا کرد که از بابت این نعمات شکر او را به جای می­آورم.


برچسب‌ها: عید سعید نوروز
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه ۱۳۹۴/۰۱/۰۱ساعت 6:54  توسط بهمن کبیری پرویزی (پارتیزان)  | 

امروز نتایج انتخابات شورایاری محلات اعلام شد و مطلع شدم که موفق به حضور در شورایاری محل خود نشدم. پیروزی داوطلبان پیروز را به ایشان تبریک می­گویم و برایشان آرزوی موفقیت دارم. شرکت در انتخابات شورایاری فرصتی بود تا در رقابتی شرکت کنم که حاصل آن خدمت به اهل محل بود. میزان رأی اهل محل بود و اهل محل دیگران را برای خدمت به خود انتخاب کردند و من به رأی اهل محل احترام می­گذارم. اگر فرصتی باقی باشد در رقابت­ آتی شرکت خواهم کرد و از هم اکنون برنامه­ریزی برای رقابت بعدی را آغاز خواهم کرد. پرسیدند چرا در انتخابات داوطلب شدم، پاسخ دادم زیرا برای آبادی محلۀ خود برنامه داشتم و دارم. از روی اعتقادم در انتخابات شرکت کردم، از روی اعتقادم داوطلب شدم، از روی اعتقادم رأی دادم و از روی اعتقادم نتیجۀ انتخابات را پذیرفتم و از روی اعتقادم برای رقابتی دیگر آماده می­شوم. روزی که پیروز شوم، شکست امروز را به خاطر خواهم داشت و شکست امروز را نردبان ترقی پیروزی فردا خواهم کرد.


برچسب‌ها: انتخابات شورایاری
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه ۱۳۹۳/۱۲/۲۴ساعت 20:26  توسط بهمن کبیری پرویزی (پارتیزان)  | 

شاید در وبلاگ رکن پنجم دموکراسی نوشتن در مورد دموکراسی راحت باشد، اما اگر در مورد تخم مرغ هم بنویسی سیاسی تلقی می­شود. با این حال امروز آخرین فرصتی است که در مورد موضوعی اجتماعی می­نوبسم. معنای آخرین فرصت این است که اگر فردا در مورد شورایاری بنویسم ممکن است تبلیغات تلقی شود و ممکن است رقبا شاکی شوند. با اینحال در مورد مسائل اجتماعی تا آخرین روز حیاتم خواهم نوشت و در مورد برنامه­هایم نیز همچنین خواهم نوشت.


برچسب‌ها: انتخابات, شورایاری, دموکراسی الکترونیک
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه ۱۳۹۳/۱۲/۲۰ساعت 6:50  توسط بهمن کبیری پرویزی (پارتیزان)  | 

باری دیگر موسم انتخابات شورایاری فرا رسید. آخرین باری که در انتخابات شورایاری شرکت کردم در حوزۀ انتخابیۀ شهرک اکباتان بود. اما اکنون از حوزۀ انتخابیۀ کوی بیمه برای عضویت در شورایاری داوطلب شده­ام. مرتبۀ قبل به عنوان کاندیدای مستقل داوطلب شدم و این بار به اتفاق دکتر نادر نیک­نام و دکتر وحید ماهرویان در این رقابت شرکت می­کنیم. مرتبۀ قبل موفق به جلب حمایت هیچ تشکلی نشدم ولی این بار خانۀ کارگر از گروه ما حمایت می­کند. در پناه خداوند متعال رقابت انتخاباتی را آغاز می­کنم و برنامه­های خود را به اطلاع عموم می­رسانم.


برچسب‌ها: شورایاری, انتخابات
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه ۱۳۹۳/۱۲/۱۸ساعت 8:21  توسط بهمن کبیری پرویزی (پارتیزان)  | 

امروز روزی است که مایلم به همه اعلام کنم پس از آخرین باری که زمین خوردم به پا خواستم. خاک زانویم را تکاندم. زخم زانویم را چسب زخم زدم و بانداژ کردم. زانویم هنوز درد دارد و دلم زخم­های فراوانی که هنوز چرک و خون از آن می آید. زخم­هایی که بوی آشنایی می­دهند. آن هم در پاسخ به امور خیری که انجام داده بودم و حاصل اعتمادی که کرده بودم.


برچسب‌ها: رستاخیز
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه ۱۳۹۳/۱۲/۰۹ساعت 6:25  توسط بهمن کبیری پرویزی (پارتیزان)  | 

دو سالی است که با مشکلاتی درگیر شده­ام. مشکلاتم از روزی شروع شد که م.ر.گ. با من وارد کار جدید خود شد. هفده سال بود که همدیگر را می­شناختیم. با هم مراودات کاری داشتیم. خیلی بیش از دو همکار که پشت دو میز مجاور می­نشستند با هم کار کرده بودیم. با داییش م.س. همکار بودم. باز هم نه از آن دست همکارانی که فقط پشت میز مجاور با هم همکار هستند. او برای من آدم کوچه و خیابان نبود. او یک همکار بود. او یک دوست بود. او یک برادر کوچکتر بود. از هر کس دیگر باور می­کردم ولی از او باور نمی­کردم. دو موقعیت کاری برای من پیش آورده بود. به من منفعت رسانده بود. اردیبهشت ماه امسال من روی مجوز مجلۀ خود برای پدرش در حال رد کردن حق بیمه بودم تا بتواند هزینۀ جراحی مادربزرگش را پرداخت کند.


برچسب‌ها: م, ر, گ
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه ۱۳۹۳/۱۲/۰۸ساعت 19:53  توسط بهمن کبیری پرویزی (پارتیزان)  | 

استفاده از دوچرخه یکی از راه­های مبارزه با آلودگی هوا است. این روش در شهر­هایی که دارای سطح مسطح هستند بیشتر می­تواند کاربرد داشته باشد، اما در شهرهایی مثل تهران بیشتر در مسیرهای افقی می­توان از دوچرخه استفاده کرد. تجربۀ شخصی من در استفاده از دوچرخه برای تردد به سال­های یکهزار و سیصد و هفتاد و پنج تا یکهزار و سیصد و هفتاد و هشت برمی­گردد. در طی این سال­ها من با استفاده از دوچرخه مسافت بین شهرک اکباتان و مؤسسۀ آموزش عالی بیمۀ اکو واقع در تقاطع خیابان طالقانی و خیابان ملک­الشعرای بهار را به دوچرخه طی می­کردم. تمام همدانشکده­های من در طی آن سال­ها شاهدی بر این مدعا هستند. دوستان من به طنز من را «بایسیکل­ران» می­نامیدند. عده­ای دیگر من را «بهمن بایسیکل» می­نامیدند. همچنین مسافت بین شهرک اکباتان و ساختمان مرکزی دانشگاه هنر واقع در خیابان فاطمی، خیابان پروین اعتصامی، کوچۀ دوم را با دوچرخه طی می­کردم.


برچسب‌ها: دوچرخه سواری
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه ۱۳۹۳/۱۲/۰۷ساعت 8:21  توسط بهمن کبیری پرویزی (پارتیزان)  | 

خدایم رحمت کند. جوان خوبی بودم. آزارم به یک مورچه هم نرسیده بود. دست خیرم برای همه بود. خودم مجرد بودم و با مادر دوستم یک ساعت و نیم بحث می­کردم که اجازه دهد دوستم با دختر مورد علاقه­اش ازدواج کند. هر کدام از دوستان که به دنبال پرسنل می­گشت به سراغ من می­آمد و هر کس که به دنبال کار می­گشت نیز به سراغ من می­آمد. من هم فی سبیل­الله هر دو طرف را به هم وصل می­کردم. صندوق قرض­الحسنۀ خانوادگی درست کردم. برای بیمار کلیوی کلیه و هزینۀ درمان تامین کردم. برای بیمار قلبی دارو پیدا کردم. برای دانشجو موضوع پایان نامه پیدا کردم. از خطای دوستان گذشتم و با دشمنان مدارا کردم.


برچسب‌ها: نوشتن خطی به دلتنگی
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه ۱۳۹۳/۱۲/۰۶ساعت 8:42  توسط بهمن کبیری پرویزی (پارتیزان)  | 

سرمنشأ اختلاس­ها خود مردم هستند. بله! اشتباه نکنید! سرمنشأ اختلاس­ها خود مردم هستند. تعجب نکنید. این چرخه درست زمانی شکل می­گیرد که مردم  تصمیم می­گیرند پول خود را در یک سپردۀ بانکی بگذارند. در هیچ کجای دنیا بهرۀ پول به اندازۀ بانک­های ایران نیست. بانک­ها هم دندان طمع سرمایه­داران ایرانی را شمرده­اند. با پرداخت بهره زیاد در سرزمین اسلامی در هر کوچه و برزن مثل قارچ سبز شده­اند.


برچسب‌ها: اختلاس
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه ۱۳۹۳/۱۲/۰۴ساعت 9:50  توسط بهمن کبیری پرویزی (پارتیزان)  | 

در طی سالیان گذشته هر گاه کسی در حق من خطائی می­کرد گذشت می­کردم و حتی به رویش نمی­آوردم. در طی این سالیان اگر در حق کسی خطایی می­کردم، متأسف می­شدم و معذرت می­خواستم. نتیجۀ این رفتار این شد که هر بسیاری از اهالی دور و بر من تبدیل به طلبکاران اجتماعی از من شدند و امروز خود را محق می­بینند هر طور که مایلند با من رفتار کنند.


برچسب‌ها: نوشتن خطی به دلتنگی
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه ۱۳۹۳/۱۲/۰۲ساعت 7:31  توسط بهمن کبیری پرویزی (پارتیزان)  | 

متاسفانه خبردار شدم یک مؤسسۀ حقوقی بدون اطلاع من و بدون هماهنگی با من و بدون این که قرارداد همکاری با من منعقد کرده باشد، نامه­ای برای همۀ شرکت­های بیمه ارسال کرده است و عنوان من را در نامه مشاور عالی شرکت قید کرده است. نامه فاقد امضای من است. من از این عمل بسیار متأسف شدم و همکاری خود را بسیار زودهنگام با این مؤسسه قطع کردم.

 


برچسب‌ها: تکذیب همکاری با مؤسسه ای حقوقی
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه ۱۳۹۳/۱۲/۰۱ساعت 14:4  توسط بهمن کبیری پرویزی (پارتیزان)  | 

وقتی گروهک داعش خلبان اردنی را زنده زنده سوزاند ملک عبدالله پادشاه اردن به دیدار خانوادۀ وی رفت و به صورت همزمان نیروی هوائی ارتش اردن در زادگاه وی اقدام به برگزاری مانور هوایی کرد. سپس دولت اردن زندانی گروهک داعش را که به اعدام محکوم شده بود، اعدام کرد.


برچسب‌ها: جمشید دانائی فرد
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه ۱۳۹۳/۱۱/۳۰ساعت 8:31  توسط بهمن کبیری پرویزی (پارتیزان)  | 

«ما به تو میز دادیم، ما به تو صندلی دادیم، ما به تو کامپیوتر دادیم.» این سخنی است که در زمان استخدام در بعضی از شرکت­ها می­شنوی. پاسخ من به این جمله این است: «اگر روزی میز و صندلی خواستم به حسن­آباد مراجعه می­کنم و اگر روزی کامپیوتر خواستم به بازار رضا مراجعه می­کنم. آشنا هم دارم و می­توانم اقساطی تهیه کنم. اگر منظورتان این بود که منت سر من بگذارید راه را به خطا رفتید. اگر شما در حسن­آباد و یا بازار رضا و یا بازچۀ پایتخت حجره دارید؟ روزی نادرشاه افشار دهلی را فتح کرد. معتمدین محل خدمت رسیدند و به سلطان بن سلطان بن سلطان خیر مقدم گفتند. نادرشاه پرسید: «اینها که گفتید که بود؟» گفتند: «شما بودید قبلۀ عالم.» نادر گفت: «من نادرقلی هستم. پول می­خواهم بروید پول بیاورید.»»

 


برچسب‌ها: پاسخ به تاریخ
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه ۱۳۹۳/۱۱/۲۷ساعت 9:45  توسط بهمن کبیری پرویزی (پارتیزان)  | 

در فیلم «بیست و هشت روز بعد» وقتی هنرپیشۀ نقش اول فیلم در بیمارستان به هوش می­آید، اتاق خود را خالی می­یابد. او در اتاق بیمارستان تنها است. وقتی به سمت در اتاق می­رود، متوجه می­شود در اتاق قفل است. وقتی به روی زمین نگاه می­کند، می­بیند کلید در اتاق از زیر در به داخل هل داده شده است. وقتی در اتاق را باز می­کند، متوجه می­شود بیمارستان خالی از آدم­ها و به هم ریخته است. وقتی از بیمارستان بیرون می­آید، متوجه می­شود خیابان­های شهر خالی از آدم است و به هم ریخته است. ماشین­ها با هم تصادف کرده­اند. هیچ کس در خیابان نیست و به راستی آنچه به جائی نمی­رسد فریاد هنرپیشۀ نقش اول فیلم است. با نزدیک شدن شب و غروب آفتاب سایۀ ساختمان­ها بلند می­شود و در سایۀ ساختمان­ها زامبی­ها می­آیند تا او را هم گاز بگیرند. درست مثل همۀ فیلم­ها یک نفر در لحظۀ حساس او را نجات می­دهد و ماجرا ادامه پیدا می­کند. جنگ بین خیر و شر به صورت جنگ آدم و زامبی در فیلم جریان دارد. دیالوگ­های فیلم به یاد ماندنی است. در بخشی از دیالوگ فیلم یکی از هنرپیشه­ها اصلی جمله­ای را می­گوید که مفهوم آن چنین است: «همه آسیب دیده­اند. حالا دیگر آنها حاکمند. نمی­دانم ما زیادی هستیم یا آنها.»


برچسب‌ها: کف بازار
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه ۱۳۹۳/۱۰/۱۴ساعت 9:5  توسط بهمن کبیری پرویزی (پارتیزان)  | 

متن این خبر روز گذشته به دست من رسید:

محققان به این نتیجه رسیده‌اند که گرایش طبیعی به دنباله‌روی از جمع باعث می‌شود افراد بیشتر بر اساس نظر اعضای خانواده، دوستان و همسایه ها تصمیم بگیرند و این باعث تصمیم‌گیری‌های غلط می‌شود.

این پژوهشگران می‌گویند این که افراد با «دنباله‌روی از جمع» اغلب اشتباه می‌کنند از نظر تکاملی در ذات موجودات است، به عبارت دیگر موجودات طبیعت برای این رفتار برنامه‌ریزی شده‌اند.

این تحقیق بین­المللی که دانشگاه اکستر انگلستان، پرینستون آمریکا، سوربن فرانسه و مرکز تحقیقات علوم کاپپیوتر و اتوماسیون فرانسه در آن شرکت داشتند در شماره آخر نشریه اینترفیس، نشریه انجمن سلطنتی بریتانیا منتشر شده است.

محققان در توضیح این رفتارها علت را «تضاد تکاملی کلاسیک بین منفعت فردی و اجتماعی» می‌دانند.

دنباله روی از جمع مسؤول بسیاری از اشتباهات تاریخی و فجایع بشری شناخته شده است و محققان می‌گویند علت آن است که میل طبیعی به پیروی و تعلق داشتن به جمع به توانایی افراد در تصمیم­گیری درست لطمه می‌زند.

دکتر کالین تورنی، محقق ارشد این پژوهش می‌گوید: «اجتماع نیرویی قدرتمند در طبیعت و جامعه است.»

«تکرار کردن آنچه دیگران انجام داده‌اند در بسیاری موارد می‌تواند مفید باشد، مثلا این که چه تلفنی بخریم.»

پژوهشگران می‌گویند این که افراد با «دنباله روی از جمع» اغلب اشتباه می کنند در ذات آنها است.

«اما مسأله وقتی بوجود می‌آید که آنچه دیگران انجام می‌دهند با باورهای شخص در تعارض باشد.»

«ما در تحقیق خود نشان دادیم که تاثیرات تکاملی باعث می‌شوند افراد بیش از حد از اطلاعاتی که از اجتماع می‌آید استفاده کنند و کارهای دیگران را بیش از آنچه باید، تکرار کنند.»

«نتیجه این است که افراد گروه به تغییرات محیط اطرافشان بی تفاوت می‌مانند و بیشتر اوقات کارهای دیگران را تقلید می‌کنند تا اینکه خود تصمیم بگیرند.»

از این رو افراد در گروه‌های اجتماعی تکامل یافته به تغییرات محیط اطراف ابتدا به کندی واکنش نشان می‌دهند اما بعد در واکنشی سریع، تغییراتی را که جامعه طلب می‌کند اعمال می‌کنند. این پدیده را برای مثال می‌شود در خرید، مد یا فرار گروهی در هنگام خطر دید.

به عبارت دیگر به جای تصمیم گیری شخصی، بیشتر افراد بیش از حد به اطلاعات اجتماعی وابسته و از نظر تکاملی مستعد هستند که تحت تاثیر همسایگانشان قرار بگیرند، در واقع «ذهنیت گله‌وار» مبنای تصمیم­گیری قرار می‌گیرد.

محققان می‌گویند اساس رفتارهای افراد در جمع «رکود جمعی»، به معنی تطبیق با جمع، است نه این مفهوم که «حیوانات در طبیعت برای پاسخ بهینه به اطلاعات محیطی تنظیم شده‌اند.»

به گفته دکتر تورنی: «نتایج این تحقیق نشان می دهند که ما نباید انتظار داشته باشیم گروه‌های اجتماعی در طبیعت پاسخی موثری به تغییر محیط اطراف خود نشان بدهند.»

«کسانی بیش از حد برای تقلید از دیگران وقت می‌گذارند، به احتمال زیاد قاعده هستند» نه استثنا.


برچسب‌ها: رفتار فله ای
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه ۱۳۹۳/۰۹/۲۹ساعت 18:59  توسط بهمن کبیری پرویزی (پارتیزان)  | 

روزی که برای نخستین بار شروع به آموختن الفبای انگلیسی کردم، هفت سال بیشتر نداشتم. دو سال در دبستان خصوصی دیده­بان کلاس زبان انگلیسی می­رفتم. پس از برداشته شدن درس زبان در مقطع دبستان باید صبر می­کردم تا به دورۀ راهنمائی تحصیلی برسم تا بتوانم دوباره آموختن رسمی زبان انگلیسی را فرا بگیرم. در طی این مدت کوشش پدرم باعث افزایش توانمندی من در زبان انگلیسی شد. از روزی که آموختن زبان انگلیسی را شروع کردم، سی و هفت سال می­گذرد.


برچسب‌ها: اقتصاد ترجمه
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه ۱۳۹۳/۰۹/۲۸ساعت 7:10  توسط بهمن کبیری پرویزی (پارتیزان)  | 

به خوبی به خاطر دارم وقتی در دهۀ شصت درحال فراگیری زبان انگلیسی در کانون زبان ایران بودم، به اتفاق همکلاسی­های خود به هتل­های بین­المللی می­رفتیم و با اتباع خارجه در باب مسائل عمومی صحبت می­کردیم. هتل لاله و هتل هما از جمله محل­هائی بود که محل همیشگی قرارهای ملاقات ما بود. بارها با این پرسش روبرو شدم که چگونه افراد زبان انگلیسی را فرا بگیرند.


برچسب‌ها: تور زبان
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه ۱۳۹۳/۰۹/۱۴ساعت 17:51  توسط بهمن کبیری پرویزی (پارتیزان)  | 

روز سه ­شنبه هشتم مهر ماه سال یکهزار و سیصد و نود و سه برابر با سی­ام سپتامبر سال دوهزار و چهارده و برابر با پنجم ذی­الحجه سال یکهزار و چهارصد و سی پنج هجری قمری شبکۀ اجتماعی اورکات پس از ده سال متوقف خواهد شد.


برچسب‌ها: شبکۀ اجتماعی اورکات
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه ۱۳۹۳/۰۵/۱۰ساعت 5:12  توسط بهمن کبیری پرویزی (پارتیزان)  | 

روز دهم امرداد روز جهانی شیر مادر است. این روز را بهانه می­کنم و به تمام مادران در سرتاسر جهان به خصوص مادرم و همسرم _ مادر فرزندم _ درود می­فرستم و برای تمام مادران و فرزندان آرزوی سلامتی و سربلندی دارم.

 


برچسب‌ها: روز جهانی شیر مادر
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه ۱۳۹۳/۰۵/۰۹ساعت 14:39  توسط بهمن کبیری پرویزی (پارتیزان)  | 

روز نهم امرداد هر سال روز اهداء خون است. من هر سال در این روز برای اهداء خون به یکی از مراکز اهداء خون مراجعه می­کردم و خون اهداء می­کردم. اکنون از نعمت اهداء خون محروم هستم. دلیل این محرومیت ابتلاء من به نوعی یرقان کم بی­خطر در سنین جوانی است و سازمان انتقال خون سال­ها است از پذیرش خون من امتناع می­کند. با این وجود انگیزۀ اهداء خون در من هنوز وجود دارد و به تمام دوستان، بستگان و آشنایان توصیه می­کنم، این سنت حسنه را گسترش و توسعه دهند.

 


برچسب‌ها: روز انتقال خون
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه ۱۳۹۳/۰۵/۰۹ساعت 14:38  توسط بهمن کبیری پرویزی (پارتیزان)  | 

سیاست من عین صداقت من است و صداقت من عین سیاست من است. آری! روال من بر این است و این سیاست را عین زرنگی می­دانم. دروغ در قاموس من محلی از اعراب ندارد. نخستین معیار من برای سنجش افراد دروغ­گوئی و راست­گوئی افراد است. دروغ اعتماد را از بین می­برد. نخستین قائده به رسم عیاران راستگوئی است. دروغگویان اگر می­توانند و اگر زرنگ هستند راست بگویند.


برچسب‌ها: سیاست, صداقت
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه ۱۳۹۳/۰۵/۰۹ساعت 14:37  توسط بهمن کبیری پرویزی (پارتیزان)  | 

امروز و در دومین روز تعطیلات عید سعید فطر مطلع شدم که پیوند آسمانی بین یک زوج دیگر از بزرگوارانی که به معرفی من به یکدیگر معرفی شدند، صورت گرفت. پیوندشان را تبریک می­گویم و امیدوارم در سایۀ توجهات حضرت حق زندگی خوبی را با یکدیگر داشته باشند.


برچسب‌ها: عیاران
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه ۱۳۹۳/۰۵/۰۸ساعت 20:41  توسط بهمن کبیری پرویزی (پارتیزان)  | 

عید سعید فطر فرا رسید و باری دیگر توفیق آن را یافتم تا به رسم هر سال بانی اعمال خیری باشم. بسیار خرسند و مسرورم که من واسطۀ چنین اعمالی بودم و به انجام چنین اعمالی به خود مباهات می­کنم


برچسب‌ها: عید فطر
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه ۱۳۹۳/۰۵/۰۸ساعت 20:40  توسط بهمن کبیری پرویزی (پارتیزان)  | 

بدینوسیله به اطلاع تمام کسانی که مایل به سرمایه­گذاری در حوزۀ آموزش­های فنی و حرفه­ای هستند می­رساند، یک مؤسسۀ ثبت شده به منظور گسترش فعالیت­های خود در حوزۀ آموزش­های فنی و حرفه­ای آمادگی خود را نسبت به جلب سرمایه­گذار و همکار اعلام می­دارد.


برچسب‌ها: آموزش فنی و حرفه ای
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه ۱۳۹۳/۰۵/۰۸ساعت 20:38  توسط بهمن کبیری پرویزی (پارتیزان)  | 

شاید بهتر بود که این یاداشت را به مناسبت سالروز بازگشت آزادگان گرامی به وطن می­نوشتم. اما سالروز عملیات مرصاد را بهانه می­کنم و یادداشتی را به تمام دوستان آزادۀ خود و تمام آزادگان ایران زمین تقدیم می­کنم


برچسب‌ها: عملیات مرصاد
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه ۱۳۹۳/۰۵/۰۸ساعت 20:36  توسط بهمن کبیری پرویزی (پارتیزان)  | 

کودکان نشانۀ معصومیت و پاکی هستند. حضورشان در دنیا به انتخاب خودشان نیست و این والدینشان هستند که تصمیم می­گیرند که کودکی پا به عرصۀ گیتی بنهد یا خیر. بسیاری از ما آرزوی دوران کودکی و صفا و خلوص آن را داریم. علاقۀ شخصی من به کودکان باعث شد تا سال­ها پیش از بانیان سازمان مردم نهاد کانون کودکان خانۀ خورشید هگمتانه باشم. پس از تغییر نام این کانون به صورت مستقل به انجام امور خیریۀ در حوزۀ کودکان پرداختم.


برچسب‌ها: کودکان
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه ۱۳۹۳/۰۵/۰۸ساعت 20:35  توسط بهمن کبیری پرویزی (پارتیزان)  | 

آنچه امروز در غزّه می­گذرد دل هر انسانی را به درد می­آورد. نیازی نیست مسلمان باشی و از آنچه در غزه می­گذرد منأسف شوی. کافیست انسان باشی و نسبت به انسان­ها احساس مسؤولیت کنی. به عنوان یک پدر وقتی عکس کودکان مجروح و کشته شدۀ فلسطینی را دیدم، متأثر شدم.


برچسب‌ها: روز قدس
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه ۱۳۹۳/۰۵/۰۸ساعت 16:39  توسط بهمن کبیری پرویزی (پارتیزان)  | 

دخترم! اکنون نزدیک به دو ماه است که پا به عرصۀ گیتی نهاده­ای و زندگی ما را با قدوم خود مزین کرده­ای.

دخترم! خداوند تو را به عنوان نعمت به من و مادرت عطا کرد و ما این نعمت را شکرگزاریم.

دخترم! آروز دارم همانند نامت و همچون ماه در تاریکی شب خودنمائی کنی و طالعت همچون خورشید در روز بدرخشد.

دخترم! مادرت برایت زحمت­های زیادی کشید. توصیه می­کنم در روزگار پیری قدرش را بدان و با او مهربان باش.

دخترم! تو را به اندازۀ همۀ دنیا دوست دارم و تو را با یک دنیا عوض نمی­کنم. در روزگار پیری با من مهربان باش.

دخترم! هر روز شاهد بزرگ شدنت هستم. تو بعد از من در این جهان باقی خواهی بود. دنیا را حتی پس از خود به کامت خواهم خواست.

دخترم! فقط خواستم بدانی دوستت دارم. سلام من را به آینده برسان.

 


برچسب‌ها: آیلین کبیری پرویزی
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه ۱۳۹۳/۰۴/۲۸ساعت 13:48  توسط بهمن کبیری پرویزی (پارتیزان)  | 

مطالب قدیمی‌تر