|
قلم سلاح نویسنده نیست، سلاح قلم سرباز است.
|
به مناسبت سالروز تولد كوروش هخامنشی، مراسم بزرگداشیي هفتم آبانماه در تخت جمشيد (پارسه) برگزار میشود.
محمدرضا بذرگر ـ رييس سازمان ميراث فرهنگی و گردشگری استان فارس ـ در گفتوگو با خبرنگار بخش ايرانشناسي خبرگزاری دانشجويان ايران (ايسنا)، توضيح داد: اين مراسم با هدف نمايش عظمت تاريخي بنای تخت جمشيد (پارسه) و تحليل و تفسير روايات موجود دربارهی كوروش و رابطه آن با آيات قرآنی و مفاهيمی مانند ذوالقرنين برنامهريزی شده است.
وی افزود: به مناسبت بزرگداشت روز كوروش بازديد از پاسارگاد و تخت جمشيد (پارسه) براي عموم بازديدكنندگان فردا رايگان خواهد بود.
بذرگر همچنين به ارايه سخنرانيهايی دربارهی دوران تاريخی استان فارس و هخامنشيان در اين مراسم اشاره كرد و گفت: با دعوت از محقق و كارشناسان فعال تاريخی، از آنها میخواهيم با توسعه دامنه مطالعات خود در حوزه تاريخ استان فارس، نتايج مطالعات خود را سال آينده بهشكل مفصلتری ارايه دهند.
رييس سازمان ميراث فرهنگی و گردشگری استان فارس از برگزاری تور گردشگری به مقصد آرامگاه كوروش خبر داد و اضافه كرد: تلاش میكنيم، مراسم بزرگداشت روز كوروش را سال آينده در همايشي بزرگتر و علميتر برگزار كنيم.
روزنامه اعتماد
بیل گیس رئیس مایکروسافت در یک سخنرانی در یکی از دبیرستان های امریکا، خطاب به دانش آموزان گفت: «در دبیرستان خیلی چیزها را به دانش آموزان نمی آموزند.» او هفت اصل مهم را که دانش آموزان در دبیرستان فرا نمی گیرند، بیان کرد.
به گزارش ایسنا، اصول بیل گیتس به این شرح است:
اصل اول: در زندگی، همه چیز عادلانه نیست، بهتر است با این حقیقت کنار بیایید.
اصل دوم: دنیا برای عزت نفس شما اهمیتی قایل نیست. در این دنیا از شما انتظار می رود که قبل از آنکه نسبت به خودتان احساس خوبی داشته باشید، کار مثبتی انجام دهید.
اصل سوم: پس از فارغ التحصیل شدن از دبیرستان و استخدام، کسی به شما رقم فوق العاده زیادی پرداخت نخواهد کرد. به همین ترتیب قبل از آنکه بتوانید به مقام معاون ارشد، با خودرو مجهز و تلفن همراه برسید، باید برای مقام و مزایایش زحمت بکشید.
اصل چهارم: اگر فکر می کنید، آموزگارتان سختگیر است، سخت در اشتباه هستید. پس از استخدام شدن متوجه خواهید شد که رییس شما خیلی سختگیر تر از آموزگارتان است، چون امنیت شغلی آموزگارتان را ندارد.
اصل پنجم: آشپزی در رستوران ها با غرور و شان شما تضاد ندارد. پدر بزرگ های ما برای این کار اصطلاح دیگری داشتند، از نظر آنها این کار «یک فرصت» بود.
اصل ششم: اگر در کارتان موفق نیستید، والدین خود را ملامت نکنید، از نالیدن دست بکشید و از اشتباهات خود درس بگیرید.
اصل هفتم: قبل از آنکه شما متولد بشوید، والدین شما هم جوانان پرشوری بودند و به قدری که اکنون به نظر شما می رسد، ملال آور نبودند.
1_ شکل میزها و طرز قرار گرفتن آنها در یک اتاق نباید به گونهای باشد که فضای غیر مفیدی را ایجاد نماید و مشکلی در جابجایی خود کاربران آنها ایجاد نماید.
2_ شکل میزها و طرز قرار گرفتن آنها در یک اتاق نباید به گونهای باشد که برای حضور و تردد راحت ارباب رجوع مشکلی پدید آورد.
3_ محل قرار گرفتن گلدانها در اتاق یا راهرو نباید به گونهای باشد که مانع تردد راحت افراد شود.
4_ نحوۀ چیدن میز و کمد ، فایل در اتاق باید به گونهای باشد که حداکثر استفاده از فضای اتاق صورت پذیرد و در ضمن اشیاء ضروریتر به کاربر نزدیکتر باشد.
5_ نحوۀ چیدن میز و کمد، فایل در اتاق باید به گونهای باشد که کارکنان آن اتاق به راحتی و با کمترین جابجایی باهم ارتباط داشته باشند و ارباب رجوع براحتی بتواند در آن تردد نمایند و حتی الامکان زیبایی و هارمونی نیز پدید آورد.
6_ نحوۀ چیدن لوازم اداری روی میز باید به گونهای باشد که بیشترین سطح را برای کار کاربر باقی گذارد.
7_ نحوۀ چیدن لوازم اداری روی میز باید به گونهای باشد که کاربر با کمترین جابجایی به آنها دسترسی داشته باشد و لوازم پر کاربردتر به کاربر نزدیکتر باشد.
8- نحوۀ چیدن لوازم اداری روی میز به گونهای باشد که جای مشخصی برای هر کدام درنظر گرفته شود تا کاربر حتی بدون نگاه نیز جای آنها را بداند.
9_ نحوۀ چیدن لوازم التحریر یا لوازم شخصی در داخل کشو باید به گونهای باشد که حداکثر استفاده از فضای کشو صورت پذیرد و امکان دسترسی به همۀ آنها میسر باشد و لوازم سنگینتر و حجیمتر حتیالامکان در انتهای کشو قرار گیرند. همچنین باید لوازم پر کاربردتر در کشوها نزدیکتر قرار گیرند و در ضمن لوازم ضروریتر در قسمت جلوی کشو قرار گیرند.
10_ نحوۀ چیدن پروندهها در فایل، قفسه یا کمد باید به گونهای باشد که حتیالامکان به صورت عمودی قرار گیرند و از حداکثر فضا استفاده شود و محتویات پروندهها نریزد و عنوان پروندهها نیز معلوم باشد. پروندهها نباید بیش از حد فشرده باشند و محتویات پروندهها نیز بیش از حد سنگین و حجیم نباشد. حتی الامکان پروندههای مرتبط با هم در یک فایل یامجموعه قرار گیرند.
11_ نحوه چیدن پروندهها در فایل ، قفسه یا کمد باید به گونهای باشد که پرکاربردترین پروندهها در جلوترین قسمت قرار گیرند و نیز در نزدیکترین فایل، کشو یا قفسه به کاربر قرار گیرند و حتیالامکان جای دقیق پروندههای فعال برای کاربر معلوم باشد..
12_ کتابها، مجلات، جزوات را به طور جداگانهای نگهداری نمایید.
13_ حتی الامکان کتابها را به ترتیب اندازهشان مرتب نمایید.
14_ آن دسته از کتابهایی را که خواننده بیشتری دارند در دسترس قرار دهید .
15_ نحوۀ چیدن فرمها و برگههای اداری قفسه باید به گونهای باشد که فقط فرمهای تغییر یافته یا جدیدترین ویرایش فرمها را در برگیرد.
16_ نحوۀ چیدن فرمها و برگههای اداری در قفسه باید به گونهای باشد که عنوان فرمها معلوم باشد و حداکثر استفاده از سطح قفسه صورت گیرد. فرمهای پرکاربرد در دسترس قرار گیرند و کاربر با کمترین جابجایی به آنها دسترسي داشته باشد.
17_ نحوۀ چیدن فرمها و برگههای اداری در قفسه باید به گونهای باشد که جای دقیق هر فرم برای کاربران معلوم باشد.
18_ روی تمامی کمدها، قفسهها و حتی جعبه ها که محتویات آن معلوم نیست بر چسب مشخص کننده نصب کنید.
19_ روی تمام کلیدها و قفلهای آنان نیز شماره نصب گردد .
20_ ساختمان و طبقات باید دارای راهنمای طبقات باشند.
21_ برچسبهای نصب شده باید تایپ شده باشد.
22_ حتی الامکان روی تمامی میزهای افراد باید تابلویی که نشاندهندۀ سمت و شغل آن افراد است وجود داشته باشد.
23_ تمامی اتاقها باید دارای تابلوی معرف اتاق که نشان دهندۀ کاری که در آن اتاق انجام میشود باشند.
24_ مناسبترین پوشش برای کف اتاق اداری و دفتر کار پارکت چوبی است.
25_ جنس صندلیها از چرم و به رنگ قهوهای پیشنهاد میشوند.
26_ رایانه باید حدود نیم متر با دیوار فاصله داشته باشد. رایانه نباید رو به پنجره و یا پشت به پنجره باشد.
27_ پارتیشن شیشهای حریم خصوصی ایجاد میکند بدون این که به نور روز لطمه بزند.
28_ میز تحریر به گونهای باید قرار گیرد که پشت به پنجره نباشد و نور از سمت چپ به روی میز بتابد.
29_ برای روشنائی اتاق اداری رنگ زرد پیشنهاد میشود.
منابع:
1_ اصول پیادهسازی نظام آراستگی و ساماندهی محیط کار، مرکز نوسازی و تحول اداری وزارت بازرگانی؛
2_ طراحی فضای اداری و محل کار، نوشتۀ جاستین هندرسن
ناصر عاشوری در گفت و گو با خبرنگار اقتصادی خبرگزاری فارس اظهار داشت: «در گذشته شركتهای كارگزار بيمه با تباني شركتهای خودروساز سقف بيمه خودروهای توليدی را 8 ميليون تومان تعيين ميكردند كه اين امر مشكلاتي را برای رانندگان ايجاد مي كرد.
وی خاطر نشان كرد: با پيگيريهای مجلس، شركتهای بيمه موظف شدند كه برای خودروهای توليدی بيمه كامل را لحاظ كرده و هر ميزان خسارت وارده را توسط راننده و مالك خودرو پرداخت نمايند.
به گفته اين عضو كميسيون اقتصادی مجلس پرداخت بيمه كامل هنوز به صورت قانون تصويب نشده است.
وی تصريح كرد: در جلسه روز يكشنبه مجلس كه با حضور كارشناسان، كارگزاران بيمه، بيمه مركزی و اعضای كميسيون اقتصادی مجلس برگزار شد كه مباحث مطرح شده پيرامون اصلاح قانون بيمه و پرداخت ديه توسط شركتهاي كارگزار بيمه به جمعبندی نهايي رسيد.
عاشوری با اشاره به اين كه از هفته آينده تصويب مواد اصلاحی آغاز خواهد شد، خاطر نشان كرد: طبق اين قانون شركتهای كارگزار بيمه رسما موظف خواهند شد كه خودروهای خود را با بيمه كامل تا سقف 40 ميليون تومان به مشتريان واگذار نمايند.
وی با بيان اين كه هم اكنون تعدادی از محكومان كه به واسطه ناتواني مالی در پرداخت ديه در زندان بسر میبرند، ناچار به پرداخت ديه چندين نفر هستند،گفت: قانون جديد شركتهای بيمه را مكلف به پرداخت ديه كامل به وراث كليه جانباختگان توسط خودروی يك فرد خواهد كرد و از زمان تصويب در كميسيون لازم الاجرا خواهد بود.
عاشوری تاكيد كرد: علاوه بر اين كليه راههايی هم كه شركتهای بيمه برای فرار از پرداخت ديه اتخاذ میكردند توسط دستور العملهایي كه نتيجه جلسات يكساله كميسيون اقتصادی بوده است، بسته شده است.
هیات وزيران در جلسۀ مورخ 31/4/1386 بنا به پيشنهاد شماره مورخ 25/4/1386 وزارت امور اقتصادی و دارايی و به استناد بند «الف» مادۀ 14 قانون برنامۀ سوم توسعۀ اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ايران ـ مصوب 1379 ـ تنفيذی در مادۀ 9 قانون برنامۀ چهارم توسعۀ اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ايران ـ مصوب 1383 ـ تصويب نمود:
«واگذاری حداكثر پنج درصد 5% از سهام شركتهای سهامی بيمۀ دانا، بيمۀ البرز، بيمۀ آسيا، بانك تجارت، بانك صادرات ايران، بانك ملت، پست بانك و بانك رفاه توسط سازمان خصوصیسازی به روش بورس و به منظور كشف قيمت و عرضه تدريجی سهام آنها به عموم مردم در سال1386 مجاز میباشد.»
بدین ترتیب حتی در صورت اجرای کامل این مصوبه شرکتهای بیمۀ فوقالذکر، بانکهای فوقالذکر و پست بانک کماکان دولتی باقی میمانند.
تازههای جهان بیمه، شمارۀ 108، خرداد 1386: «بیمۀ خرد میتواند به اقشار کمدرآمد کمک کند خود را به سطح درآمدی بالاتری منتقل کنند یا در همان سطح باقی بمانند. با تهیۀ پوشش مناسب در برابر خطرهای معین، بیمۀ خرد سایر خدمات مالی و اجتماعی را کامل میکند. توسعۀ بیمۀ خرد به طور چشمگیری به کاهش هزینههای عملیاتی حق بیمه بستگی دارد. پژوهش مشترک سازمان جهانی کار با مؤسسۀ مونیخری با عنوان «حمایت از اقشار کمدرآمد: خلاصهای از بیمۀ خرد» اظهار میدارد که فنآوری جدید ممکن است نقش کلیدی در ارتقای بیمۀ خرد به عنوان راهبردی کارآ برای افزایش سطح درآمد داشته باشد.
از آنجائی که اقشار کمدرآمد اغلب در محیطی پرخطر مانند شهرکهائی با امکانات شهری کم و شرایط ناسالم بهداشتی و یا در نواحی روستائی درگیر با خشکسالی و یا سیل زندگی میکنند، در مقایسه با بقیۀ جمعیت با آسیبپذیری بیشتر و خطراتی مانند بیماری، مرگ تصادفی، و از کارافتادگی، سرقت یا آتشسوزی، زیانهای کشاورزی، مصیبتهائی با عامل طبیعی و یا انسانی روبرو هستند. همچنین این اقشار از کمترین قابلیت سازگاری با بحران در زمان وقوع آن روبرو هستند.
مهندس حسینعلی ضیائی به عنوان مدیر عامل و رئیس هیأت مدیرۀ سازمان تأمین اجتماعی تعیین و منصوب گردید. همچنین مهندس حسینعلی ضیائی طی احکام جداگانهای مشاور مدیرعامل سازمان تأمین اجتماعی، مدیرعامل و اعضای هیأت مدیرۀ شرکت سرمایهگذاری تأمین اجتماعی، رئیس هیأت مدیره و مدیرعامل مؤسسۀ فرهتگی، هنری آتیه را منصوب کرد.
دستورالعمل تشكيل شوراهاي حل اختلاف ويژۀ بيمههیای بازرگانی پس از تأييد و تصويب رياست محترم قوه قضاييه ابلاغ شد. بر اساس این دستورالعمل بيمـهگذار، بيمهشده قبل از مراجعه به شوراهای ويژۀ بيمه بايد جهت مطالبۀ حقوق خود به شركت بيمه مربوط مراجعه نمايند و در صورت عدم حصول توافق با شركت، نظر كتبی شركت بيمه را اخذ و به ضميمۀ درخواست خود به شورا ارائه نمايندو در صورت عدم ارائۀ نظریۀ کتبی مراتب را به شورا اعلام نماید.
تازههای جهان بیمه، شمارۀ 107، اردیبهشت 1386:
پیشگفتار
فنآوری اطلاعات بخش مهمی از فعالیتهای هر مؤسسۀ بازرگانی است.سرعت پیشرفت در فنآوری اطلاعات بسیار سریع است. دانش در این بخش به سرعت قدیمی میشود. صنعت بیمه به طور اخص به منظور ارائه سطح قابل قبول خدمات از نظر مشتری و بازار متکی به نظامهای رایانه است. دانش و درک درست تمام افراد شاغل در این صنعت که از فنآوری اطلاعات استفاده میکنند از موضوعات گستردۀ فنی و بازرگانی است.
مقدمه
انجمن رایانۀ انگلیس، یک انجمن صنعتی برای فنآوران حرفهای اطلاعات محسوب میشود و یک نهاد رسمی مهندسی برای فنآوران اطلاعات است.
دورۀ فنآوری اطلاعات برای بیمهگران حرفهای تنها مدرک تخصصی است که به طور اخص برای پوشش دادن موضوعات و مسؤولیتهای مربوط به فنآوری اطلاعات در صنعت بیمه طراحی شده است. این دوره به طور مشترک توسط مؤسسۀ چارتر بیمۀ لندن و انجمن رایانۀ انگلستان برنامهریزی شده است و دال بر درکی وسیع از اصول و استفاده از فنآوری اطلاعات در بیمه و مستقل از هر زیربنای سختافزاری و نرمافزاری است.
این دوره برای چه کسانی طراحی شده است؟
این دوره مزایای مهمی برای تمام کسانی دارد که نیاز دارند از کاربردهای بالقوۀ فنآوری اطلاعات در صنعت بیمه آگاه باشند. به طور اخص فرض بر این است که متقاضی شرکت در این دوره هیچ تخصص رسمی در فنآوری اطلاعات ندارد و :
_ یک کاربر فنآوری اطلاعات است که به دنبال بسط و توسعۀ دانش و درک خود است.
_ مسؤولیت مدیریتی برای فنآوری اطلاعات دارد که شامل خرید قطعات نیز میشود.
_ خدمات فنآوری اطلاعات به همکاران خود ارائه میدهد.
_ به طور افزایندهای با فنآوری اطلاعات در طی کار روزمرۀ خود سر و کار دارد.
خبر بسیار کوتاه ولی پرمعنا بود. به بیل گیتس مدرک لیسانس افتخاری اعطاء شد. یعنی بیل گیتس حتی یک ثانیه هم صرف درس خواندن نکرد. محصول بیل گیتس دیپلمه در خانههای ما وجود دارد. آن هم در ایران که همه عاشق سینه چاک درس خواندن هستیم . جالب اینجاست که پس از فارغالتحصیلی (ببخشید باید مینوشتم دانشآموختگی) هیچ کاری جز استخدام شدن و عضویت در هیأت علمی از ما بر نمیآید. به راستی فرق ما با بیل گیتس در چیست؟ ما در اینجا کلی دانشآموخته در سطح دکترا داریم. هر کدام برای خود صاحل جلال و جبروت هستند.
این همه دانشگاه داریم. این همه جویای علم داریم. این همه دانشآموخته داریم. اما حیف که این همه لشکر دانشآموخته و دکتر با بیل گیتس فاصلۀ زیادی دارند. آقایان دکتر، آقایان مهندس، یک گام به پیش آئید تا از خود به درآئید. شما سرمایۀ این سرزمین هستید و سرمایۀ این سرزمین را در دانشگاهها مصرف کردید. اما به راستی چرا ما باید در زمرۀ کشورهای در حال توسعه تلقی شویم.
اگر یک لیسانسه طرحی علمی به شما بدهد فریادتان به آسمان میرود که او صلاحیت علمی ندارد. شما چطور؟ با این همه صلاحیت علمی از محصول بیل گیتس دیپلمه استفاده میکند. پس زنده باد بیل گیتس!
هفتهنامۀ صدای ملت ۲۶ خرداد ۱۳۸۶: «نسیم خنک صبحگاهی صورتم را نوازش میدهد. نگاهی به انتهای صف طولانی میاندازم. مردم توی صف منتظر هستند تا نوبتشان برسد و سوار تاکسی شوند. دانشجوئی که راهی کلاس درس است جزوههای خود را ورق میزند، اما مشخص است نگاهش بیهدف است. او منتظر است تا اتوبوس بیاید. مرتب به سمت مسیر اتوبوس نگاه میکند. دیگران نیز مانند او به انظار ایستادهاند. مردی میانسال مرتب به ساعت خود نگاه میکند. به سمت سر صف میروم. مشخص است که عجله دارد. از صف اتوبوس بیرون میآید و به سمت ایستگاه سواریها حرکت میکند. زیر لب کلماتی را به زبان میآورید که نامفهوم است؛ اما از ظاهرش مشخص است که زیاد از وضوع موجود راضی نیست. اینک به سر صف رسیدهام. نگاههای غضبناک و سنگین مردم را حس میکنم. به آنها حق میدهم. فکر میکنند خارج از نوبت به سر صف آمدهام تا سوار شوم. هر کدامشان آماده برای اعتراضند. هر کدام کلامی در دهان دارند تا به سمت من شلیک کنند و من را با متلکها و اعتراضهای خود تیرباران کنند، غافل از این که من از پیش در برابر آنان تسلیمم. سلام میکنم. سلامم را به سردی پاسخ میدهد و کنجکاوانه نگاهم میکند. میگویم آمدم گزارش بگیرم. حالت تهاجمیاش از بین میرود. میپرسد: «دربارۀ چی؟» میگویم: «مترو!» مکثی میکنم و بعد ادامه میدهم: «دارم راجع به ایستگاه متروی اکباتان گزارش تهیه میکنم. »
ماهنامۀ شهر ما، خرداد ۱۳۸۵: «ادارۀ امور جاری در بلوکهای شهرک اکباتان از طریق دفاتر اجرائی، دفاتر پیمانکاران آسانسور، دفاتر پیمانکاران خدمات و پیمانکاران تأسیسات انجام میشود. هر کدام از این مراکز حسب شرح وظائف خود انجام خدماتی را در هر بلوک بر عهده گرفتهاند. به همین منظور در بعضی از بلوکها یک خط تلفن جهت انجام امور جاری در اختیار این دفاتر قرار گرفته است، با این پیشفرض که اگر خط تلفن در اختیار دفتر اجرائی، پیمانکار تأسیسات یا پیمانکار آسانسور قرار گرفت پرداخت صورتحساب بر عهدۀ دفتر اجرائی، پیمانکار تأسیسات یا پیمانکار آسانسور باشد. ساز و کار تلفن مرکزی در بعضی از شهرکها مانند شهرک غرب آزموده شده است. به عبارت دیگر در نصب دستگاه تلفن مرکزی در هر بلوک میتوان از تجربۀ مجتمعهای مسکونی دیگر بهره جست.
با نصب یک خط تلفن داخلی اضطراری در هر آسانسور برای ارتباط با خارج از آسانسور و به طور اخص با دفتر پیمانکار آسانسور یا دفتر اجرائی در وضعیت اضطراری تلفن داخلی وسیلهای مطمئن برای برقراری ارتباط اضطراری است. با نصب شماره تلفنهای داخلی ضروری در داخل هر آسانسور میتوان در هر لحظه مسافرین سانحهدیده به طور مستقیم با پیمانکار آسانسور ارتباط برقرار کنند و بروز سانحه را اطلاع دهند. همچنین در صورت ضرورت امکان انتقال توصیههای ایمنی به مسافرین سانحهدیده در داخل کابین وجود دارد. این امکان ارتباطی زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که هیجان و اضطراب ناشی از سانحه را در ذهن مسافرین سانحه دیده درک کنیم.
دومین استفاده از تلفن مرکزی برقراری و نصب یک خط تلفن داخلی در دفتر تأسیسات، دفتر خدمات، دفتر اجرائی و امکان ارتباط داخلی هر بلوک را بدون در بر داشتن هزینۀ تلفن ایجاد میکند. در صورتی که در هر آپارتمان یک خط تلفن داخلی دایر شود و در مراکز اجرائی بلوک نیز خط تلفن داخلی وجود داشته باشد، نه تنها امکان برقراری تماسها بین مراکز اجرائی هر بلوک به وجود میآید، ساکنین نیز میتوانند بدون پرداخت صورتحساب تلفن نسبت به برقراری تماسهای ضروری خود اقدام نمایند.
از سوی دیگر با دایری یک خط تلفن داخلی در کیوسک نگهبانی مدخل پارکینگ روباز امکان نظارت هر چه بیشتر تردد به وجود خواهد آمد. در این صورت با مراجعۀ مهمان برای هر ساکن امکان تماس با منزل ساکن و جلوگیری از تردد افراد متفرقه به وجود خواهد آمد. وجود یک خط تلفن داخلی در کیوسک نگهبانی، امکان ارتباط مستمر از طرف دفتر اجرائی با کیوسک نگهبانی و تعامل هر چه بیشتر به وجود خواهد آمد چه که در مواردی برای نگهبان امکان خروج از پست نگهبانی وجود ندارد و یا برای عوامل اجرائی امکان خروج از دفتر اجرائی وجود ندارد. ساکنان نیز در صورت ضرورت در تماس با عوامل اجرائی میتوانند با تماس از طریق تلفن داخلی ارتباط مستقیم برقرار کنند. همچنین ارتباط بین ساکنان نیز بدون پرداخت هزینۀ تلفن خواهد بود.
با توجه به تعداد آپارتمانهای داخل هر بلوک، تعداد خطوط مورد نیاز در بیشترین حالت از هفتصد شماره بیشتر نخواهد بود. بنابراین راهاندازی یک مرکز هفتصد شماره برای هر بلوک در زمان معینی هزینه محقق شده را بر میگرداند. با اتصال یک خط هشت شماره از خارج از بلوک به این خط و با اتخاذ تدابیر مناسب این امکان به وجود میآید که از خطوط داخلی به عنوان یک خط یک طرفه از خارج به داخل و درکنار خطوط تلفنی که هر آپارتمان دارد، خطی دیگر نیز برقرار شود تا در موقع ضرورت استفاده شود.»
هفتهنامۀ صدای ملت، 23 تیر 1386: «خنکی نسیم صبحگاه بهاری را روی صورت خود احساس میکنم. خورشید تازه برآمده است. سبزی درختان باعث میشود تا سردی دیوارهای خاکستری را حتی زیر پرتو نور خورشید احساس نکنم. پاکی هوا باعث شده است منظرۀ کوههای شمال تهران نمودی خاص داشته باشد و خود نشانی از سبکی ترافیک است که این روزها در تهران حکم معجزه را دارد. احساس خوبی دارم. همه چیز نشان از یک روز خوب دارد. کم کم به مقصد نزدیک میشوم. چشمم که به صفی طولانی از مردم میافتد از حال و هوای صبحگاه بیرون میآیم. صد نفری میشوند. دو نفر مشغول صحبت هستند. جلوتر میروم. صدای بلندآنها توجهم را جلب میکند. صدا از جلوی صف به گوش میرسد. نگاه عدهای نیز متوجه جلوی صف شده است. به نظر میرسد جر و بحث باشد. نزدیکتر میشوم. تشخیصم درست است. دو نفر با هم دعوا میکنند. مردی کهنسال را میبینم که مشغول بگومگو با فروشنده است. او با صدای بلند فریاد میزند: «درهم یعنی چی؟ اینا چیه به من میدی؟» فروشنده با تندی کیسۀ گوجهفرنگی را از دست مرد میگیرد و توی سبد کنار دست خود خالی میکند و سپس با لحنی عصبانی میگوید: «همینی است که هست! ناراحتی برو از جای دیگه بخر!» مرد که بسیار عصبانی شده است و از کوره در رفته است با صدائی بلندتر از قبل فریاد میزند: «ادب داشته باش!» و به سوی فروشنده حمله میکند که مردم جلوی او را میگیرند و آنها را سوا میکنند. مرد غرولندکنان به سمت دفتر مدیریت میرود و من بین مردم میروم تا از صحبتشان آگاه شوم.
هر پنجشنبه برای اکباتانیها معنای دیگری دارد. پنجشنبه تنها روزی است که اکباتانیها داخل اکباتان یا به قول خودشان داخل شهرک هستند. بازار روز برایشان فقط بازار روز نیست. برای سکنۀ این شهرک بازار روز محلی برای تجدید دیدار شده است. هر روز صبح و به خصوص پنجشنبهها بانوان خانهدار را میبینی که به صورت دستهجمعی یا تنها، پیاده یا سواره به سمت بازار روز میروند. گاهی نیز حسب اتفاق چهرهای آشنا را میبینند و با سلام و احوالپرسی به گفتگو میپردازند. بازار روز محلی برای تبادل اخبار نیز هست. در همین گفتگوهای روزمره گاهی اخبار مهمی رد و بدل میشوند. کافی است کمی شم خبرنگاری داشته باشی و به بازار روز بروی. خبرهای بکر و دستنخوردهای پیدا میکنی. اما آخر همۀ بحثها به یک کلمه ختم میشود: «بازار روز».
اکثر مردم به نوعی ناراضی هستند. خانمی میانسال از طولانی بودن صف مینالد و از این که باید زودتر به خانه برگردد. میگوید: « همیشه اینجا شلوغ است. از این صف بیرون میآئی وارد صف دیگری میشوی. انگار تمامی ندارد. تازه وقتی که کارت تمام شد و به خانه رفتی تازه میبینی که یک چیزی یادت رفته [است]. دیگه [دیگر] حال برگشتن رو نداری. به خودت میگی اگه برگردی باید دوباره تو صف وایسی. به همین خاطر از خیرش میگذری.»
خانم جوانی میگوید: «فروشندههای اینجا طرز صحبت و رفتار با مشتری را بلد نیستند. انگار مشتریها را خریدهاند. وقتی هم که به مدیریت شکایت میکنی، مدتی مراعات میکنند ولی باز دوباره سر جای اولشان برمیگردند.»
برای به تصویر کشیدن محیط دوربین خود را آماده میکنم. عکس دوم را که میگیرم سنگینی دستی را بر روی شانۀ خود احساس میکنم. به نظر میرسد یکی از مسؤولین بازار روز است. از علت عکس گرفتن من میپرسد. میگویم: «دارم گزارش تهیه میکنم.» میگوید: «باید با روابط عمومی هماهنگی.» میگویم: « با روابط عمومی هم هماهنگ خواهم کرد.» میگوید: «به هر حال از اینجا برو بیرون عکس بگیر.» با خود میاندیشم به واقع فلسفۀ وجودی بازار روز چیست. آیا بازار روز برای مردم درست شده است یا مردم برای بازار روز خلق شدهاند. آیا به راستی میتوانم در پیچ و خم اداری بیطرفی خود و گزارش خود را تضمین کنم.
چشمم به مرد کهنسال میافتد. او باید در سنین بازنشستگی نوههای خود را در بغل داشته باشد و با آنان بازی کند. در عوض اینک در آغاز یک صبحگاه بهاری، خسته از صف طولانی و عصبانی از برخورد فروشنده به همراه مسؤول مربوط به سمت غرفۀ مورد نظر حرکت میکند.
همۀ فروشندگان ملزم به نصب برچسب قیمت بر روی اجناس خود هستند. قیمتها در معرض دید عموم هستند. مسؤولین بازار روز نیز نظارتی بر آنان دارند. اما در بازار روز همه چیز نصب برچسب بر روی کالا نیست. در بازار روز بعضی از مشتریهای خاص از «حق کاپیتولاسیون!» برخوردارند. اگر مسؤول یک غرفه به یک مشتری اجازۀ سوا کردن میوه را بدهد و به دیگران اجازه ندهد به راحتی تبعیض پنهانی به وقوع پیوسته است. در این صورت در ظاهر قیمت شکسته نشده است، اما جنسی که به دو نفر با یک قیمت فروخته شده است، یکسان نیست. قضیه جائی جدیتر میشود که میوهها توسط مسؤولین غرفهها خارج از مکانیسم بازار روز و خارج از بازار روز (درب منازل مشتریان خاص) به آنان تحویل داده میشود اما همۀ مذاکرات و صحبتها در بازار روز به انجام میرسد. آیا به راستی چنین معاملاتی نیز باید وارد مکانیسم بازار روز شوند یا خیر. اگر این معاملات نیز ساماندهی نشوند پس فلسفۀ وجودی بازار روز چه میشود؟ برای رفع تبعیض و عرضۀ میوۀ ارزان راه حلی به اسم بازار روز پیدا میکنیم، اما مشتریان خاص نیز از داخل راه حل ما راه حل دیگری پیدا میکنند. میوۀ درهم سهم مشتریان عمومی بازار روز میشود و میوۀ خوب کماکان سهم مشتریان خاص میشود. فقط روش عوض میشود.
انگار گلههای مردم تمامی ندارد. من صبر میکنم و گوش میدهم. آنقدر میشنوم که گلهها تکراری میشوند. دیگر آفتاب بالا آمده است و گرمای آن به حرارتی آزاردهنده تبدیل شده است. قطرات عرق بر پیشانیم ظاهر میشوند. از بازار روز بیرون میآیم. دهانم خشک و تلخ شده است. احساس تشنگی میکنم. سرم درد گرفته است. به آهستگی به سمت منزل برمیگردم. وقتی راجع به احساس خوب یکی دو ساعت قبل خود فکر میکنم آنقدر دور به نظر میرسد که انگار چند روزی از آن میگذرد. انگار خواب بودهام و تازه از خوبی خوش بلند شدهام. با خود میگویم: «خیلی دور، خیلی نزدیک!»»
این مقاله من در صدای ملتُ ۲۰ مرداد ۱۳۸۶ و ماهنامه شهر ما مهر ماه ۱۳۸۶ چاپ شد: «شهرک اکباتان در گذشتهای نه چندان دور شهرکی محصور بین دیوار بود. این شهرک یک ورودی/خروجی بیشتر نداشت. بدین ترتیب نظارت بر تردد به این شهرک کاری آسان مینمود. شهرک اکباتان شهرکی بود که به صورت بالقوه ظرفیت لازم برای مدیریتی واحد را دارا بود. این تصویر نه چندان دور نخست با برداشته شدن دیوار ما بین شهرک اکباتان با کوی بیمه درهم ریخت. سپس شهرک آپادانا از طریق معبر پیادۀ خود به این دو مجموعه متصل شد. گذرگاه شمالی شهرک نیز تردد به شهرک را آسان کرد و اتوبان ستاری اینک نه تنها به شاهراه اتصال اکباتان به شمال و شمال غرب شهر را فراهم میکند بلکه به مسیر ترانزیت تردد به فرودگاه مهرآباد درآمده است. افتتاح شورای حل اختلاف اکباتان نیز به جمیع عوامل فوق اضافه شده است و بر تردد ارباب رجوع به شهرک اکباتان افزوده است و اینک مترو در راه است. افتتاح ایستگاه اکباتان در خط پنج نه تأثیر چندانی بر تردد سایرین بر شهرک دارد و نه تأثیر چندانی بر تردد ساکنان شهرک دارد. مشکل زمانی آغاز خواهد شد که مجتمع فرهنگی اکباتان به ایستگاه مترو و امکانات پیشبینی شده افتتاح گردد. به طور یقین این مجتمع به عنوان جاذبۀ محلی تلقی میشود و افراد بسیاری را از خارج شهرک اکباتان به این مجموعه جلب میکند.
برای تأمین امنیت این مجموعه باید تدابیر خاصی اندیشید. مرور زمان تغییرات زیادی را در منطقه فراهم آورده است. مدیریت واحد متمرکز بر شهرک وجود ندارد. مرزهای شهرک با نواحی اطراف فقط روی کاغذ وجود دارند و بس. تأمین امنیت در برابر سرقت و زورگیری خواستۀ ساکنان شهرک اکباتان است. سرقت از بانک ملی ایران شعبۀ شهرک اکباتان در روز کاری خود بیانگر نیاز اساسی شهرک به تأمین امنیت و حضور مأمورین انتظامی مجرب است. نظر به شرایط خاص منطقهای بعضی از ساکنان اکباتان اظهار میدارند، عاملان اینگونه اتفاقات به محیط آشنائی کامل دارند. همچنین بعضی از ساکنین اظهار میدارند از نواحی اطراف افراد ناباب به شهرک تردد دارند. بعضاً اخباری در مورد زورگیری به خصوص از کودکان به گوش میرسد.
نیروی انتظامی به عنوان متولی و حافظ نظم نیاز به برنامهریزی در این منطقه دارد. هنوز فرصت زیادی برای ایجاد تغییرات وجود دارد. در تدوین مجدد برنامۀ امنیتی شهرک اکباتان نکات ظریف بسیاری باید در نظر گرفته شود. وجود اتوبان شهید ستاری به عنوان اتوبان ترانزیت میان شهرک اکباتان، افتتاح ایستگاههای متروی شهرک اکباتان در آینده همانند افتتاح مجتمع فرهنگی شهرک اکباتان، انجام طرحهای عمرانی در منطقه و به کارگیری نیروی کار موقت توسط پیمانکاران، جوانان غیر بومی که از نواحی اطراف به خصوص نواحی غرب و جنوب غرب تهران به داخل اکباتان تردد میکنند، مغازهدارانی که به صورت موقت مغازهای را اجاره میکنند و سپس به هر دلیلی از محیط خارج میشوند از جملۀ این نکات هستند. دستفروشان و کودکان فالفروش را نیز باید به این مجموعۀ عوامل اضافه کنیم. شاید نیمی از دستفروشان افرادی هستند که فقط برای دورهای کوتاه در شهرک پدیدار میشوند و سپس گم میشوند. کودکان فالفروش نیز قطعاً با پای خود به شهرک نمیآیند. خواست ساکنان اکباتان نظارت نیروی انتظامی بر شرایط موجود و برنامهریزی برای آیندهای است که چندان دور به نظر میرسد. «فرصتها همانند باران بهاری گذرا هستند.» تا چشم بر هم بگذاریم فردا فرا خواهد رسید. برای این که فردا به برنامه افزایش ایمنی اکباتان عمل کنیم، امروز باید برای ایمنی برنامهریزی کنیم.»
روزی مرد کوری روی پلههای ساختمانی نشسته و کلاه و تابلویی را در کنارپایش قرار داده بود روی تابلو خوانده میشد: «من کور هستم لطفا کمک کنید.»
روزنامهنگارخلاقی از کنار او میگذشت نگاهی به او انداخت فقط چند سکه در داخل کلاه بود.او چند سکه داخل کلاه انداخت و بدون اینکه از مرد کور اجازه بگیرد تابلوی او را برداشت آن را برگرداند و اعلان دیگری روی آن نوشت و تابلو را کنار پای او گذاشت و آنجا را ترک کرد. عصر آن روز روزنامهنگار به ان محل برگشت و متوجه شد که کلاه مرد کور پر از سکه و اسکناس شده است مرد کور از صدای قدمهای او خبرنگار را شناخت و خواست اگر او همان کسی است که ان تابلو را نوشته بگوید،که بر روی ان چه نوشته است؟ روزنامهنگار جواب داد: «چیز خاص و مهمی نبود،من فقط نوشته شما را به شکل دیگری نوشتم و لبخندی زد و به راه خود ادامه داد. مرد کور هیچوقت ندانست که او چه نوشته است ولی روی تابلوی او خوانده میشد: «امروز بهار است، ولی من نمیتوانم آنرا ببینم!!!!!»
وقتی کارتان را نمیتوانید پیش ببرید استراتژی خود را تغییر بدهید خواهید دید بهترینها ممکن خواهد شد باور داشته باشید هر تغییر بهترین چیز برای زندگی است. حتی برای کوچکترین اعمالتان از دل، فکر، هوش و روحتان مایه بگذارید این رمز موفقیت است .... لبخند بزنید.
حذف تدریجی سه صفر از واحد پول ایران نه تنها به کاهش تورم منتهی نمیشود بلکه باعث افزایش تورم میشود. بهای بسیاری از کالاها و خدمات منتهی به ارقامی میشوند که با سه رقم آخر سمت راست سنجیده میشوند. با توجه به توجیه ارائهکنندگان کالا و خدمات در افزایش حاشیۀ سود، در صورت حذف سه صفر از واحد پول بهای کالاها و خدمات به سمت بالا گرد میشود. اگر بهای کالائی 1100 ریال باشد، در صورت حذف سه صفر بهای کالا یک ریال نخواهد بود بلکه دو ریال (2000 ریال قبل) خواهد بود. به عبارتی این کالا با 900 ریال قدیم یا 9/0 ریال جدید افزایش قیمت مواجه خواهد بود. قطعاً قیمت کالای مذکور با کاهش مواجه نخواهد بود زیرا عرضۀ کالا به نرخی پائینتر نه تنها معقول نیست بلکه امکانپذیر نیز نمیباشد. به عبارت دیگر کالای مفروض ما را نمیتوان 1000 ریال قدیم یا یک ریال جدید ارائه کرد زیرا نه تنها ممکن است کل سود را از بین ببرد بلکه ممکن است به اصل سرمایهگذاری نیز آسیب بزند. با این افزایش بهای سبد خانوار افزایش پیدا میکند و در نتیجه باید به حقوق و دستمزدها نیز اضافه شود تا اثر این افزایش قیمت بر زندگی مردم خنثی گردد. اروپا در زمان تبدیل واحدهای پول اروپائی به پول مشترک چنین تجربهای را پشت سر گذاشت. در آن زمان نیز فروشندگان بعد از تبدیل بهای کالا از واحد پولی مانند مارک آلمان به یورو عدد حاصل را رو به بالا گرد میکردند.
به نظر میرسد به جای حذف سه صفر نه چندان اضافی که فقط کار حسابدارها را راحت میکند بهتر است پشتوانۀ پول کشور بر مبنای کار یا عنصری مشابه آن قرار دهیم. در این صورت کار انجام شده ملاک ارزیابی خواهد بود و نظام قیمتگذاری متحول خواهد شد. در این صورت کالا و خدماتی گرانتر خواهد بود که کار بیشتری بر روی آن انجام شده باشد. بدین ترتیب سرمایهها به جای حرکت به سمت کالاهائی که منجر به رشد تورم میشوند به سمت کالاهائی سرازیر میشوند که به رشد بهرهوری کمک میکند.
خبر کوتاه بود. کشور دوست و برادر، «جمهوری بولیواری ونزوئلا» تحت فشار آمریکا هواپیمای اجاری خود را از ایران پس گرفت. همین دیروز بود هوگو رافائل چاوز به ایران آمد و عکس او زیر تیتر یک روزنامهها زده شد. خبر پر از تناقض، تضاد و کشکمکش است. هوگو رافائل چاوز، این ژنرال ارتش ونزوئلا که شبکۀ تلویزیون خصوصی کشورش را دولتی اعلام کرده است کشور خود را جمهوری بولیواری _انقلابی اشرافزاده _ مینامد، برای بازدید رسمی به ایران میآید و هنوز مرکب اخبار خشک نشده مالالاجاره را با فشار «آمریکا» از «ایران» پس میگیرد. در این بین من متحیرم مشتهای گره کردۀ او را در روزنامه باور کنم یا خبر سرویس پیامک همشهری را، آن هم در این زمان کوتاه پس از مسافرت. بیانصاف حتی برای خشک شدن عرق و صرف چای هم صبر نکرد و قرارداد را فسخ کرد.
روزنامۀ ایران، ۱۸/۷/۱۳۸۶: فروش بندر آستارا به تصویب رسید و مالکیت آن به طور کامل به بخش خصوصی واگذار میشود. بازرگانان در صورت خرید این بندر میتوانند برای واردات و صادرات کالا و ترانزیت سوخت استفاده کنند. بندر آستارا در حال حاضر اسکله ۱۵۰ متری و پانزده هکتار محوطۀ قابل استفاده دارد.
اطلاعات اخذ شده برای اخذ تصمیم باید دارای خصوصیات زیر باشد:
1_ اطلاعات اخذ شده صحیح و درست باشد؛
2_ اطلاعات اخذ شده کافی باشد و به طور ناقص نباشد؛
3_ اطلاعات اخذ شده مربوط به مسأله باشد و بیربط نباشد؛
4_ اطلاعات اخذ شده از کسی اخذ شود که مغرض نباشد؛
5_ اطلاعات اخذ شده بر اساس محبت زیاد نباشد؛
6_ اطلاعات اخذ شده بر اساس منافع اطلاع دهنده نباشد؛
7_ اطلاعات اخذ شده از روی دشمنی ارائه نشده باشد؛
8_ اطلاعات اخذ شده باید از فردی مطلع و آگاه که صلاحیت وی مورد تأئید است اخذ شده باشد؛