تبليغاتX
رکن پنجم دموکراسی
قلم سلاح نویسنده نیست، سلاح قلم سرباز است.

فیلم قاچاق سنتوری را نگاه نمیکنمنسخه قاچاق فیلم سنتوری به بازار زیرزمینی آمده است. امروز فیلم سنتوری را نگاه کنیم، دیگر نمیتوانیم اعتراض کنیم که چرا بازار صنایع دستی، فرش و چه و چه را در دنیا داریم از دست میدهیم. ای کاش امروز یکی پیدا شود و حکم به تحریم تماشای فیلم قاچاق سنتوری بدهد.  تنها نکتۀ مهم این است که کانال توزیع مناسبی برای این فیلم انتخاب نشده است. امروز اخلاق حرفه ای حکم میکند به تماشای این فیلم ننشینیم. این حرکت طرفداری از فرد نیست. این حرکت تمایل و شوق ما برای رعایت اخلاق  و قانون است.

اصل چهل و ششم قانون اساسی تصریح دارد «هر کس مالک حاصل کسب و کار مشروع خویش است و هیچکس نمی­تواند به عنوان مالکیت نسبت به کسب و کار خود امکان کسب و کار را از دیگری سلب کند.»

اصل چهل و هفتم قانون اساسی تصریح دارد «مالکیت شخصی که از راه مشروع باشد محترم است. ضوابط آن را قانون معین می­کند.»

+ نوشته شده در  شنبه 1386/11/27ساعت 18:58  توسط بهمن کبیری پرویزی  | 

                                                                  دشمن پشت دروازه

                            

کارگردان:ژان ژاک آنوی

۱۵۰ دقیقه     

نقد و بررسی تاریخی توسط:

    بهمن کبیری پرویزی

تاریخ:۲۶/۱۱/۸۶

ساعت:۱۴

مکان:سینما کوچک حوزه هنری .  خیابان حافظ روبروی دانشگاه امیرکبیر            

ورود برای عموم آزاد است.

منبع                               

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/11/17ساعت 7:1  توسط بهمن کبیری پرویزی  | 

سالن کوچک تقدیم می کند:

مرور آثار سینمای جهان(هر هفته)

نشت ونقد، بررسی فیلم

پرچمهای پدران ما

 

کارگردان:کلینت ایستوود

 

سال ساخت : ۲۰۰۶

 

نقد و بررسی تاریخی فیلم توسط بهمن کبیری پرویزی

 

تاریخ نمایش فیلم: جمعه ۱۹/۱۱/۸۶ ساعت ۱۷

 

شماره جهت هماهنگی: ۰۹۱۲۳۷۹۳۵۹۰

منبع


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/11/09ساعت 18:34  توسط بهمن کبیری پرویزی  | 

فیلمنامه: ایریس یاماشیتا

نقش اول: کم واتانابه در نقش ژنرال تادامیچی کوریبایاشی

ساخت: 2006

تاریخ نمایش: ایالات متحدۀ آمریکا : 12 ژانویۀ 2007

در نیمۀ دوم فیلم نامه­هائی از ایوجیما یک گروه از سربازان ژاپنی یک سرباز آمریکائی را پیدا می­کنند که به سختی زخمی شده است و او را به داخل غاری می­برند.فرماندۀ ژاپنی  می­تواند به زبان انگلیسی صحبت کند، بنا بر این او با سرباز آمریکائی شروع به صحبت می­کند و بعداً معلوم می­شود نامش سام است. اگر چه هردو نفر باید سوگند خورده باشند که یکدیگر را بکشند ولی آنها در غالب مکالمه­ای که با هم دارند با هم ارتباط برقرار می­کنند. کمی بعد ژنرال به اتاق بر می­گردد و در می­یابد که زخم­های سام باعث شده است که بمیرد. او جیب­های سام را می­گردد و نامه­ای پیدا می­کند که مادرش برای او نوشته است. نامه سرشار از عباراتی است که از اعماق قلب این  مادر برخواسته است و تا زمانی که ژنرال قرائت نامه را به پایان می­برد تمام سربازان  داخل غار به این نتیجه می­رسند که آمریکائی­ها آن بدویان قاتل کینه­جوئی که ژاپنی­ها فکر می­کردند نیستند. نه! آنان به این نتیجه می­رسند که آمریکائی­ها مانند خودشان هستند و آنها هم می­خواهند درست مثل دشمنانشان به منزلشان برگردند. من بر این باور هستم نکته­ای که ایست­وود با ساختن این فیلم در نظر دارد بگوید این است که دو دشمن شباهتی بیش از آنچه فکر می­کنند با هم دارند و هر دو می­خواهند سالم به خانه­های خود و نزد خانوادۀ خود بروند.

این فیلم ارتباط بسیار تنگاتنگی با فیلم پرچم­های پدران ما دارد. از دیدگاه فیلم­سازی، بازی گروهی فیلم (به خصوص کن واتانابه)، فیلم­نامۀ دلچسب آن، تصاویر [طبیعی] زیبای فیلم (رنگها در فیلم اثری درخشان و جاودانه دارند) و دانش مطلق کلینت ایستوود از فیلم اثری جاودان و ماندگار از این فیلم باقی گذاشت.

این درست است که فیلم به زبان ژاپنی اجرا شد، اما این یک واقعیت است که ایستوود در ساخت فیلم از هیچ تلاشی روی­گردان نبود و زبان خارجی به کمک ساخت فیلم آمد به گونه­ای که به وضوح هرچه بیشتر فیلم کمک شایان توجهی می­کند. من بر این باور هستم که این فیلم با فیلم اسپیلبرگ با عنوان «نجات سرجوخه رایان» قابل مقایسه است. اگر چه فیلم اسپیلبرگ ارزش­های سرگرم­کنندۀ بیشتری دارد چرا که دارای تحرک بیشتری است و صحنۀ بازتری دارد، فیلم ایستوود حاوی پیام قوی­تری است چرا که جنگ را از دیدگاه سربازانی به تصویر می­کشد که مورد تهاجم قرار گرفته­اند [و می­دانند محکوم به شکست هستند و] بدین ترتیب درد جنگ را از دید آنان به تصویر می­کشد.

+ نوشته شده در  شنبه 1386/10/22ساعت 18:3  توسط بهمن کبیری پرویزی  | 

یک شب با پادشاه

دوست گرانقدری لطف کردند و متن زیر را برایم ارسال نمودند. ضمن سپاسگزاری و قدردانی از این دوست بزرگوار توجه شما را به متن پیوست جلب مینمایم:

«این فیلم نیز همچون فیلم تاریخی و تخیلی «سیصد» درباره رویدادهائی است که در زمان خشایارشاه اتفاق افتاده است. اگر چه این فیلم نیز همانند «سیصد» با دست مایه قرار دادن یک واقعه تاریخی و بدون وفاداری به واقعیتهای فرهنگی و اجتماعی و تاریخی آن روزگار ساخته شده است با این حال در این فیلم چهره و روایتی دیگر از پادشاه پارسیان میبینیم که با چهره خشایارشاه فیلم سیصد بسیار متفاوت است. خشایارشاه فیلم «یک شب با پادشاه» فردی احساسی هنرمند با ته ریشی مدرن و چشمانی روشن و قیافه و هیکلی زیبا و جذاب است.

تنها نقطه ضعف او شاید نفوذ وزیران و نزدیکان بر سیاستهای او و همچنین مشکل خونخواهی پدرش است.

این شاه آنقدر جذاب فهیم و خوش درک است که شایسته «استر» دختر یهیودی و ملکه جدید پارسیان باشد و ملکه جدید او را دوست بدارد و برایش بیتاب شود. به هر حال در نظر بگیرید که قرار نیست ملکه استر منجی قوم یهود در آن زمان و فردی موثر در تاریخ یهودیان همسر فردی وحصی و چندش آور همچون خشایارشاه فیلم سیصد باشد.

البته این فیلم همانطور که از موضوعش برمی آید قرار نیست در دفاع از پارسیان باشد و اینگونه نیز نیست، بلکه روایت فداکاری ملکه یهودی در نجات قومش است و البته اشاره­ای بسیار پر رنگ و اغراق آمیز به زیرکی او و «مردخای» در نجات پادشاه پارسیان از دسیسه درباریان دارد.

در فیلم «یک شب با پادشاه» پارسیان دربار چهره­های معقول و نزدیک به چهره­های امروزی دارند و مثلا از ریشهای انبوه و بلند خبری نیست (حال آنکه از لحاظ تاریخی آن زمان ریش برای مردان ایرانی بسیار مهم بوده است و بعد از حمله اسکندر بوده که زدودن ریش در بین مردان ایرانی رایج شده است). جالب آنکه در این فیلم دین رایج و موثر در فرهنگ پارسیان آن روزگار یعنی دین بهی (زرتشتی) نادیده گرفته شده است و حتی پندهای مهم دین زرتشت (پندار و گفتار و کردار نیک) نیز از زبان ملکه استر بیان میشوند تا تاکید دیگری بر سواد و هوشمندی او باشد.

در صحنه­های آخر این فیلم، استر پس از نطقی در دفاع از قوم یهود و اسرائیل و در جهت اثبات یهودی بودن خود گردنبد خویش را بالای شعله شمع میگیرد و ستاره های داوود بر پرده­های کاخ پادشاه پارسیان می­درخشند و در آخر هم خشایار شاه در دفاع از همسر فهیم خویش در برابر وزیر هامان را که هدفی جز کشتار و محو یهودیان از جهان را نداشت بر می­خیزد و این چنین وقایعی شکل می­گیرند که تاکنون توسط یهودیان دنیا و در جشنی به نام پوریم از آن یاد می شود.»

+ نوشته شده در  شنبه 1386/10/22ساعت 6:57  توسط بهمن کبیری پرویزی  | 

جلسۀ نقد و بررسی فیلم سقوط پس از نمایش فیلم روز چهارشنبه 7/9/1386 در سالن سیتمای کوچک حوزۀ هنری برگزار میشود.

فیلم سقوط سرگذشت روزهای آخر رایش سوم را به تصویر میکشد. عمر رایشی که بنا بود هزار سال عمر کند  به ربع قرن نیز نرسید. این فیلم بیانگر شرح حال ملتی است که شاهد سقوط خود است. این فیلم در ساعت چهار بعد از ظهر روز چهارشنبه هفتم آذر ماه رأس به نمایش درخواهد آمد و سپس جلسۀ نقد و بررسی فیلم برگزار خواهد شد. از علاقه مندان دعوت به عمل می آید در این جلسه شرکت فرمایند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/09/01ساعت 7:25  توسط بهمن کبیری پرویزی  |