تبليغاتX
رکن پنجم دموکراسی
قلم سلاح نویسنده نیست، سلاح قلم سرباز است.

با سپاس از تمام بزرگوارانی که به عنوان موافق و مخالف نظر خود را اعلام داشتند. سرکار خانم عسگری اعلام داشتند:

«سلام.
با شرایط فعلی چه؟  با شرایط فعلی که خانمها دوش به دوش آقایون کار می کنن چه؟ خانه داری همسرداری و شغل بیرون از منزل.. از نظر تحصیل هم که خانمها بیشترین درصد را به خود اختصاص داده اند. و ما کم خانمهایی نداشتیم که در جبهه هم جنگیدند...

اصلا گیرم تمام این حرفها درست است در مورد دیه چطور چرا دیه زن باید کمتر از مرد باشد. این قوانین باید اصلاح شوند...

نفقه. مهریه. ارث.. تمام این موارد که فرمودید در قوانین برای آقایان هم تبصره دارند...

به هر حال در این زمینه باید قانون بلد بود.»

سرکار خانم آرام اظهار داشتند:

«فعل چیز دیگریست .... باید زن باشید تا بدانید.

.... زن مادر مرد است....»

تغییر در قانون حتی در یک نظام دموکراسی دارای فرآیندی است. اگر قانون دارای ابهام و یا اشکالی باشد بهترین گزینه اصلاح آن پس از طی فرآیند لازم است، چرا که ماندگارترین و پایاترین است. آری بانوان ایرانی به جبهه رفتند و داطلبانه دوشادوش مردان جنگیدند. امروز بانوان ایرانی در کنار همسران خود بیرون از منزل کار می­کنند در حالی که تأمین خرج منزل بر عهدۀ شوهران ایشان  است.البته بر خلاف نظر شما بر اساس آمار سازمان سنجش درصد پذریفته شدگان از بین آقایان در سال گذشته بیشتر بود. با این وجود به خاطر داشته باشیم خدمت نظام وظیفۀ عمومی برای آقایان ضروری است و بانوان گرامی از آن معاف هستند. تأمین خرج زندگی بر عهدۀ آقایان است و بانوان از آن معاف هستند. شرط انصاف نیست که حق کار کردن را به بانوان بدهیم و بعد آن را به گونه­ای دیگر تفسیر کنیم. بدین ترتیب آیا شرط انصاف می­بود که آقایان کار کردن بانوان گرامی در منزل را بهانه قرار می­دادند و خوستار لغو نفقه و مهریه می­شدند؟ ضمن این که بعضی از این قوانین حکم الهی است. با این وجود من با شما موافقم که قانون را باید بلد بود که این نخستین وظیفه شهروندی است. من نیز با شما موافقم که آنچه گاهی اجرا می­شود منطبق با قانون نیست چه که بشر نیز اشتباه می­کند. انصاف نیست که اشتباه یک جزء از یک مجموعه به حساب کل مجموعه گذاشته شود. اگر ما به روند احقاق حقوق خود آشنا نیستیم مقصر قانون­گذار نیست.

در مورد دیه نظر شما را به دیدگاه­های آیت­الله صانعی جلب می­نمایم: «س- در خصوص حقوق زن و مرد پرسش ها و مطالبات بسيارى همچنان مطرح است كه نه تنها از سوى نسل امروز بلكه در انتقادهايى كه به قوانين ايران مى شود با آن مواجه هستيم از پرسش هاى ريزتر كه بگذريم مسائلى مثل نصف بودن ديه قتل زن، محروم بودن زن از قضاوت، يكسان نبودن ارزش شهادت مرد و زن مطرح است مثلاً قرآن درمورد ارزش ميزان شهادت زن در امورى كيفرى ساكت است، امّا در شهادت مى بينيم كه شهادت سه زن و يا دو زن با يك مرد برابر دانسته مى شود، يا بودن اختيار طلاق در دست مرد، لزوم اجازه مرد براى ازدواج دختر و... كه همچنان مورد سؤال است، پاسخى داده نمى شود و يا اگر هم پاسخ داده مى شود به طور اجماع در اجراى احكام مدّ نظر قرار نمى گيرد و تكليف نسل جوان ما با اين پرسش ها هنوز روشن نيست؟

ج- ببينيد، به حول و قوة الهى ما همه اينها را در رساله نوشتيم، ما فقط بحث رساله داريم و وارد بحث قانون و اجرا نمى شويم، به نظر بنده هيچ تفاوتى بين زن و مرد نيست، تبعيضى هم كه نمى بينيم، تفاوت هم نمى بينيم، از نظر فقهى معتقدم ديه زن و مرد مسلمان برابر است و مقدس اردبيلى - قدس سره- هم و قتى به اين بحث مى رسند با تمام قداستش و فقهش مى فرمايد:« من به روايتى دست نيافتم كه ديه زن را نصف ديه مرد بداند». بنده هم در اين مورد نوشتم و تعجب كردم از اينكه مقدس اردبيلى - قدس سره- چرا اين طور مى گويد، امّا در سال بعد و پس از مطالعه بيشتر گفتم حق با ايشان است و ديه زن و مرد را مساوى دانستم.»

لطفاً برای مطالعۀ بیشتر در مورد نظر ایشان و دیگران تمام پیوندهای زیر را ببینید:

http://www.saanei.org/page.php?pg=showzanan&id=3&lang=fa

http://www.saanei.org/page.php?pg=showzanan&id=4&lang=fa

http://www.aftab.ae/elibrary/item.php?id=919

http://www.aftab.ir/articles/social/law/c4c1194951358_womans_rights_p1.php

http://www.aftab.ir/articles/social/law/c4c1186407560p1.php

http://hoghough85.blogfa.com/post-724.aspx

من نیز خود از این بحث­ها بسیار آموختم. مگر دموکراسی چیست؟ هر کس نظر خود را بیان دارد تا حاصل جمع به یک اجماع برسد. از سوی دیگر عدم اجرای قانونی تقصیر قانونگذار نیست. وظیفۀ قانونگذار تصویب قانون و ضمانت اجرائی آن است. کوتاهی من به عنوان یک مجری نباید گریبانگیر واضع قانون را بگیرد چه که این گناه من است که از قانون تبعیت نمیکنم.

زن مادر مرد است و مرد پدر مرد. هر دو در برابر فرزند به سهم خود مسؤولیت دارند. شرایط رشد و تعالی هر فرد را والدین به اتفاق فراهم می­کنند و این همان تقدس نهاد خانواده است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/12/08ساعت 6:16  توسط بهمن کبیری پرویزی  | 

«بسم­الله الرحمن الرحیم

یا اَیُهالناسُ انا خَلَقناکُم مِن ذَکَرٍ و اَنثی و جَعَلناکُم شُعوباً و قَبائِلاً لِتَعارَفوا ان اَکرَمَکم عِندالله اَتقیکم ان الله علیم خَبیرٌ

صدق الله العلی العظیم»

قرآن کریم، سورۀ حجرات، آیۀ 13

به نام خداوند بخشنده مهربان

«ای مردم! ما شما را از یک مرد و زن -یعنی از آدم و حوا- آفریده ایم و شما را در قبایل گوناگون قرار داده ایم تا یکدیگر را از هم بازشناسید. اینها ملاک برتری نیست. گرامی ترین شما نزد خداوند با تقواترین شماست. خداوند بسیار دانا و بسیار آگاه است.»

بدین ترتیب تقرب نزد خداوند به میزان تقوی است.  مرد بودن دلیل بر امتیاز نیست. مرد از زن برتر نیست و حقوق زن از مرد کمتر نیست. علامه مجلسی می­فرماید:

ورع [تقوی] بر چهار قسم است:

1_ ورع تابعین و آن پرهیز از محرمات است.

2_ ورع صالحین و آن پرهیز از مشتبهات است که در حرام واقع نشود.

3_ ورع متقین و آن ترک مباحات است که در حرام واقع نشود مانند ترک سؤال از حال مردم از ترس این که مبادا در غیبت بیفتد.

4_ ورع سالکین و آن اعراض از غیر خداست از ترس ضایع شدن عمر عزیز در کارهای بیهوده، هر چند منجر به حرام نشود.

در هیچ کجای این تعریف، نشانی از جنسیت دیده نمی­شود و فقط اعمال و رفتار انسان باعث برتری است.

شهید مرتضی مطهری در کتاب مقام زن می­نویسد: «اسلام رسوم و عادتی را که بیان شد منسوخ کرد. تنها چیزی که در قوانین اسلامی مورد اعتراض مدعیان حقوق گرفته است، این است که سهم­الارث زن در اسلام نصف سهم­الارث مرد می­باشد. می­گویند که چه لزومی دارد که ما سهم زن را در ارث کمتر از مرد قرار دهیم و آنگاه این کمبود را با مهر و نفقه جبران کنیم؟ در پاسخ می­گوئیم که اولاً وضع خاص ارثی زن، معلول مهر و نفقه است، نه این که علت باشد؛ یعنی چون زن مهر و نفقه دریافت می­کند، ارث کمتری می­برد، نه بر عکس. ثانیاً در اسلام صرفاً حنبۀ مالی و اقتصادی مطرح نیست و علت این که سهم­الارث زن را نصف مرد قرار داده است، وضعیت خاصی است که زن از لحاظ برخی قوانین جزائی دارد. ثبلاً در بحث مهر و نفقه گفتیم که با توجه به احتیاجات و گرفتاریهای زیاد زن از لحاظ تولید مثل و قدرت کمتر وی در تولید و تحصیل ثروت توسط او، به علاوه برخی ملاحظات روانی و روحی خاص زن و مرد و این که مرد همواره به صورت خرج کننده برای زن باشد و نیز ملاحظات دقیق روانی و اجتماعی که سبب استحکام روابط خانوادگی می­شود، اسلام مهر و نفقه را لازم دانسته است. این امور غیر ضروری به طور غیر مستقیم سبب شده که بر بودجۀ مرد، تحمیلی وارد شود که به خاطر جبران آن، اسلام دستور داده که مرد دو برابر زن سهم­الارث ببرد. چنین ایرادی را ابن ابواعوجاء نیز در زمان امام صادق «ع» به اسلام می­گیرد و حضرت می­فرماید: علتش این است که اسلام، سربازی را از عهدۀ زن برداشته، مهر و نفقۀ او را بر مرد لازم شمرده و در بعضی جنایات غیر عمدی که خویشاوندان جانی باید دیه بپردازند، زن را از شرکت با دیگران و پرداخت دیه معاف کرده است، لذا سهم زن در ارث از مرد کمتر شده است.»

اگر بنا بر این بود که سهم­الارث زن برابر با سهم­الارث مرد باشد پس بنابراین نفقۀ زن باید از دوش مرد برداشته می­شد و هزار تغیرر دیگر باید به وقوع می­پیوست. بسیار ناعادلانه و غیر منصفانه خواهد بود که معافیت­ها زن را ندیده بگیریم و بگوئیم به خاطر بخشی از روابط مالی در حق زن عدالت رعایت نشده است. آنچه که برای مرد مقرر شده است امتیاز نیست، مسؤولیت است، بار امانت است، از او بازخواست می­شود، وظیف است. برای مثال اگر نفقه ندهد به حکم قانون از او می­ستانند، به همین دلیل است که می­گویم امتیاز نیست، مسؤولیت است.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/12/06ساعت 22:3  توسط بهمن کبیری پرویزی  | 

خانم فیروزه عسگری نوشتند:

«سلام.
مطالب شما بسیار جامع است ولی کامل نیست. بحث فیمینیسم (حقوق زنان) بحثی بسیار عمیق و گسترده است که باید مخصوصا
ً در ایران به آن پرداخته شود و کم نبودند افرادی در این زمینه تحقیقاتی انجام دادند که به بن بست رسیدند و این کوچه بن بست به این دلیل است که البته به نظر اینجانب زمانی بخواهیم این واژه را از غرب قرض بگیریم و استدلالی که آنها برای خود دارند با فرهنگ خود عجین کنیم متاسفانه وضع زنان ما بهتر از این نخواهد شد و یکی از دلایل دیگرش می تواند این باشد که متاسفانه قانون نوشته کفاف حقوق زنهای ما را نمی­دهد همین قانون نوشته ایراداتی دارد که در پس آن قانون های نانوشته هم مرسوم می­شود. و شاید یکی از دلایل آن هم عدم آگاهی اکثر خانمهای ایرانی به قوانین مربوط به حقوقشان رفتارها و برخوردهای سنتی است که در جامعه با آنها صورت می­گیرد و آنها را از دفاع از حقوق به حقه­اشان منصرف می­کند...

آقای کبیری هزاران دلیل برای انصراف خانمها برای دفاع از حقوقشان در این مرز و بوم وجود دارد...

شاید خانم فالاچی به این نتیجه که شما عنوان فرمودید رسیده است ولی من از شما سئوال دارم در ایران به چه میزان می توان راه نیکبختی حقیقی را یافت؟؟؟ شما درست گفته اید مشکل ما از درون قانون ما نشات می­گیرد و من تا حدودی با شما موافقم که نباید هر قانونی به هر اسمی که غرب برای دنیا دیکته کرد ما هم بپذیریم چون این قوانین از دل جوامع برمی­خیزید...

از این همه که به فکر خانم های بی آگاهی مثل بنده هستید. سپاس.»

آقا یا خانم آرام نوشتند:

«سلام
وارد بحث خوبی شدید میشه ساعتها بحث کرد... من هم می­گویم " زن و مرد برابر نیستند" من هم اعتقاد دارم که در قوانین ما نکاتی بالقوه هست که می­توان به آن استناد کرد و هیأت یگانه و انسانی هم برای مرد و هم برای زن ساخت ...اما در قوانین ما نکاتی بالفعل هستند که «زن»" را به واسطه زن بودنش می آزارند...و شما به عنوان یک حقوق­دان کاملا بر ان واقفید.... شاید اگر از نگاه یک زن بنگرید درد آور است که «دیه یک زن نیمی از دیه یک انسان کامل باشد» و از آن جمله «حق ارث» «حق حضانت فرزند» «قوانین شهادت دادن» و.....

جنس مذكر كه نوع بشر ناميده می‌شود با جنس ديگرش بازی می‌كند. اما با آن متّحد نمي‌شود ...؟ خداوند در برابر يك زوج به شيوه دياليتيك‌تری سخن خواهد گفت. هيچ مرد و هيچ زنی در جنسيتش يا متناسب با جنسيتش به دانايی مطلق نايل نمی‌گردد. هر مرد و هر زني موقتاً درون يك رابطه مشخص ميان جنسيت‌ها ساخته می‌شود، در دياليتيك ميان دو هيأت يا دو تجسم امر زنده، كه در تفاوت جنسي، و فقط آنجا حيّ و حاضر هستند.

اینها هست اما با آن قوانین چه کنیم ... و راه دور هم نمیرویم من اگرد مرد بودم دستمزدم یک برابر بیشتر بود ...چوم زن هستم و به آن میبالم ‘ دستمزد ماهیانه ی من 1 بابر کمتر از شماست !

استناد و استفهام شما از قوانینی که عنوان کردید بسیار درست و معقولانه بود ... اما اصل قوانین چیز دیگریست.
با سپاس»

نخست از اظهار نظر شما بزرگواران سپاسگزارم. دوم این که من نیز همانند قانون اعتقاد به برابری حقوق زن و مرد دارم. جنسیت باعث تفاوت نمی­شود. مظلوم در پذیرش ظلم همانقدر مقصر است که ظالم در اعمال ظلم مقصر است. در هیچ کجای قانون زن بودن زن باعث کاهش حقوق وی نیست.

اصل بیست و نهم قانون اساسی تصریح دارد «برخورداری از تأمین اجتماعی از نظر بازنشستگی، بیکاری، پیری، از کار افتادگی، بی­سرپرستی، در راه ماندگی، حوادث و سوانح، نیاز به خدمات بهداشتی و درمانی و مراقبت­های پزشکی به صورت بیمه و غیره، حقی است همگانی.

دولت موظف است طبق قوانین از محل درآمدهای عمومی و درآمدهای حاصل از مشارکت مردم، خدمات مالی فوق را برای یک یک افراد کشور تأمین کند.»

سازمان­های غیر انتفاعی مدافع حقوق زنان باید بر اساس همین اصل و قوانین مرتبط مدافع حقوق زنان باشند چرا که در قانون هیچ تمایزی بین زن و مرد د رانتفاع از این قانون پیش­بینی نشده است. یدالله مع الجماعه. این مطالبات قانونی زنان است و وظیفه مطالبه بر دوش زنان و سازمانهای غیر انتفاعی مدافع حقوق زنان است. اینها مطالبات قانونی است.

منشور حقوق و مسؤوليت‎های زنان در نظام جمهوری اسلامی ايران از جمله قوانینی است که در ایران برای احیای حقوق زنان به تصویب رسیده است ولی تا کنون ندیده­ام کسی به بحث و تفسیر در مورد آن بپردازد.

در باب برابری دیه مرد به زن اینجا را بخوانید.

ضمناً من حقوقدان نیستم و در حد بضاعت خود صحبت میکنم.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/12/05ساعت 19:44  توسط بهمن کبیری پرویزی  | 

تعریف متعارف فیمینیسم در اذهان عمومی با عنوان برابری حقوق زن و مرد رواج دارد درست نیست. متأسفانه در جامعۀ امروز ما دیگر حتی به اندیشه­های وارداتی هم به اندازۀ کافی توجه نمی­کنیم. از اندیشه­های وارداتی فقط نام آن وارد می­شوند و سپس طرز تفسیر خودمانی جایگزین تعاریف می­شوند. آنچه که در جامعۀ امروز ما دیده می­شود از حیطۀ عدم آگاهی زنان ایرانی به حقوق  شهروندی خود فراتر می­رود. زنان جامعۀ امروز ایران حتی برای یک بار متن نص صریح قانون را قرائت نمی­کنند و سپس وقتی متوجه اشتباه خود می­شوند دم از ناآگاهی از قانون می­زنند. قانون­گذار قانون را وضع و تدوین می­کند و سپس قانون منتشر می­شود. این وظیفۀ شهروند است که خود به دنبال قوانینی بگردد که از آن منتفع می­شود. نمی­توان گناه قصور در آگاهی و حستجوی قانون را که امری است کاملاً شخصی به گردن جامعه و یا احیاناً مردان انداخت. استیفای حقوق قانونی منوط به درخواست منتفع است ولا غیر. اگر زنان از حقی منتفع می­شوند دیگران از کجا باید بدانند که آنان به راستی مایل به منتفع شدن از حق خود هستند یا خیر. وجود عنصر معنوی در حقوق مهمترین رکن است. به عبارت دیگر زنان باید در هر مورد نیت خود را از منتفع شدن از حقوق قانونی خود اعلام دارند.

دکتر حاتم قادری در کتاب خود با عنوان اندیشه­های سیاسی در قرن بیستم فیمینیسم را بدین شکل تعریف می­کند: «فیمینیسم آموزه­ای است که وجه اصلی تمامی تفاسیر و گونه­های آن بر این باور استوار است که زنان به دلیل جنسیتشان، گرفتار تبعیض هستند و لذا لازم است برای این تغییر وضعیت اقدام شود.»

اصل بیستم قانون اساسی تصریح دارد: «همۀ افراد ملت اعم از زن و مرد یکسان در حمایت قانون قرار دارند و از همۀ حقوق انسانی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی با رعایت موازین اسلام برخوردارند.»

همچنین اصل بیست و یکم قانون اساسی تصریح دارد: «دولت موظف است حقوق زن را در تمام جهات با رعایت موازین اسلامی تضمین نماید و امور زیر را انجام دهد:

1_ ایجاد زمینه­های مساعد برای رشد شخصیت زن و احیای حقوق مادی و معنوی او؛

2_ حمایت مادران، بالخصوص در دوران بارداری و حضانت فرزند و حمایت از کودکان بی­سرپرست؛

3_ ایجاد دادگاه صالح برای حفظ کیان و بقای خانواده؛

4_ ایجاد بیمۀ خاص بیوگان و زنان سالخورده و بی­سرپرست؛

5_ اعطای قیمومیت فرزندان به مادران شایسته در جهت غبطۀ آنها در صورت نبودن ولی شرعی؛»

بدین ترتیب کسانی که طرفدار برابری حقوق زن و مرد هستند اسیر دوباره­کاری شده­اند چرا که خواست آنان در قانون اساسی پیش­بینی شده است. همچنین حمایت­های قانونی لازم در اصل بیست و یکم قانون اساسی پیش­بینی شده است.

دکتر حاتم قادری در کتاب خود می­نویسد: «مری آنسل (1666-1731) نخستین فیمینیست انگلیسی مایل بود به جای توجه به مواضع سیاسی، بر ظرفیت تفکر منطقی زنان تأکید داشته باشد و به زنان، وابستگی عاطفی به مردان، حتی ازدواج با آنان را توصیه نمی­کرد. آستل، به جهت سیاسی محافظه­کار و طرفدار سلطنت بود.»

اصل دهم قانون اساسی تصریح دارد: «از آنجا که خانواده واحد بنیادی جامعۀ اسلامی است، همۀ قوانین و مقررات و برنامه­ریزی­های مربوط باید در جهت آسان کردن تشکیل خانواده، پاسداری از قداست آن و استواری روابط خانوادگی بر پایۀ حقوق و اخلاق اسلامی باشد.»

بدین ترتیب آنچه که به برابری حقوق زن در خانواده تفسیر می­شود جزء آموزه­های فیمینیسم نیست و صرفاً برداشت­های شخصی و محلی فیمینیست­های ایرانی است که در آموزه­های رسمی فیمینیسم وارد شده است. اگر به صراحت نتوان اظهار نظر کرد که فیمینیسم به ارکان خانواده حمله می­کند، می­توان گفت که از آن حمایت نیز نمی­کند، در حالی که قانون اساسی ما حمایت از خانواده را به عنوان رکن جامعه به رسمیت شناخته است.

دکتر حاتم قادری در کتاب خود می­نویسد: «حتی مری ولستون کرافت (1759-1797) که به شدت متأثر از عصر روشنگری و انقلاب فرانسه بود، بیشتر تأکید می­کرد که ذهن، فاقد جنسیت است؛ البته وی تا آنجا پیشرفت که تلقی رمانتیک­ها، خاصه روسو را در تمایز طبیعی میان زن و مرد و تأکید بر بار عاطفی و معنویت نوع زنانه مورد سؤال قرار داد.

انواع فیمینیسم با ترکیبات لیبرالیسم، سوسیالیسم و مارکسیسم در واقع فیمینیسم را با آموزه­های مهم سیاسی اجتماعی، اقتصادی لحاظ می­کند.

ولی در فیمینیسم نژادی که منظور فیمینیسم سیاه است، گذشته از ساختار و نهاد­های مورد نظر، تبعیض برخاسته از نژاد هم موضوعیت می­یابد یعنی این که مسألۀ سیاه و سفید در خواستها و طرز تلقی­های فیمینیسم سیاه منعکس می­شود.»

اصل نوزدهم قانون اساسی تصریح دارد: «مردم ایران از هر قوم و قبیله که باشند از حقوق مساوی برخوردارند و رنگ، نژاد، زبان و مانند اینها سبب امتیاز نخواهد بود.»

نکتۀ جالبی که در قانون اساسی دیدم اصل نوزدهم قانون اساسی است که در واقع مقابله با تبعیض نژادی در آن دیده می­شود. به عبارت دیگر نه تنها جنسیت باعث برتری نیست بلکه نژاد هم باعث برتری نیست. اگر و فقط اگر به مسألۀ رفع تبعیض نگاه کنیم نیازی به فیمینیسم نخواهیم داشت.

اوج آموزه­ها و تفاسیر را می­توان در فیمینیسم فاشیستی تلقی کرد. در فیمینیسم فاشیستی عنصر خشونت چه به صورت ذهنی و چه به صورت عینی دیده می­شود. در فیمینیسم فاشیستی به کارگیری آموزه­های فیمینیسم تا آنجا پیش می­رود که خود به تبعیض جنسیتی معکوس تبدیل می­شود واین بار زنان هستند که به عامل تبعیض جنسیتی تبدیل می­شوند.

«شاید همین مشکلات بود که اوریانا فالاچی نویسنده و خبرنگار معروف ایتالیائی را واداشت که پس از گشت و گذار در دنیای زنان در نقاط محتلف دنیا، نتیجه بگیرد که در ورای شعارهای استقلال یا پیشرفت در هیچ جا زنان راه نیکبختی حقیقی را تشخیص نداده­اند.»

مخلص کلام این که نه فیمینیسم نسخه­ای برای حل مشکل است و نه فیمینیست­های ایرانی تعریف درستی از فیمینیسم دارند. چاره کار در قانون اساسی پیشبینی شده است. بهتر است کمی واقع بین باشیم.

+ نوشته شده در  شنبه 1386/12/04ساعت 14:40  توسط بهمن کبیری پرویزی  | 

نخست آن که از تمام بزرگواران موافق و مخالف در اظهار نظر سپاسگزارم. اگر این حق مربوط به آقایان نیز بود باز همینطور قضاوت می­کردم. اصل چهلم قانون اساسی تصریح دارد «هیچکس نمی­تواند اعمال حق خویش را وسیلۀ اضرار به غیر یا تجاوز به منافع عمومی قرار دهد.» بزرگواری من را عوام نامیدند و من از ایشان سپاسگزارم. من به عنوان یک عامی برداشتی از قانون دارم که آن را به صراحت اظهار کردم.

در روایات تاریخی داستانی وجود دارد که در زبان انگلیسی به «شمشیر داموکلس» معروف است. در عهد باستان در امپراطوری روم امپراطوری با نام «داموکلس» به مقام امپراطوری رسید. وی برای گرفتن اعتراف از متهمین روش خاصی داشت. آو آنان را بر روی یک صندلی می­نشاند و بالای صندلی یک شمشیر را به طناب نازکی آویزان می­کرد. زمانی که متهمین نگونبخت متوجه موقعیت خود در زیر آن شمشیر آویزان می­شدند حاضر بودند به هر گناه کرده و ناکرده اعتراف کنند و هر چه زودتر از روی صندلی و در واقع از زیر شمشیر بلند شوند. تازه وقتی از زیر شمشیر بلند می­شدند و به یاد اعترافات خود می­افتادند متوجه خبط خود می­شدند. در جامعۀ امروز ما مهریه حکم شمشیر داموکلس را پیدا کرده است.

برابر مادۀ 1105 قانون مدنی «در روابط زوجین ریاست خانواده از خصایص شوهر است.» در حالی که مهریه به عنوان شمشیر داموکلس ابزاری برای تحمیل عقاید محسوب می­شود تکلیف اجرای مادۀ 1105 قانون مدنی چه می­شود؟ آنگاه نقش شوهر به نقش «شیر بی یال و کوپال» در خانواده تبدیل می­شود. از سوی دیگر مادۀ 1106 تصریح دارد «در عقد دائم نفقۀ زن بر عهدۀ شوهر است.» همچنین مادۀ 1107 تصریح دارد «نفقه عبارت است از همۀ نیازهای متعارف و متناسب با وضعیت زن از قبیل مسکن، البسه، غذا، اثاث منزل و هزینه­های درمانی و بهداشتی و خادم در صورت عادت یا احتیاج به واسطۀ نقصان یا مرض.» حال اگر شوهری به تکالیف قانونی خود عمل نکرد زن می­تواند از حق قانونی خود استفاده نماید. مادۀ 1111 تصریح دارد: «زن می­تواند در صورت استنکاف شوهر از دست دادن نفقه به محکمه رجوع کند در این صورت محکمه میران نفقه را معین و شوهر را به دادن آن محکوم خواهد کرد.» چرا همیشه باید لقمه را دور سر گرداند؟ اگر زن از حق قانونی خود استفاده نکرد، نباید زمین و زمان را مقصر قلمداد کند. حق دادنی نیست، گرفتنی است. راه کار آنچه که بانوان محترم در نظر دارند مهریه نیست بلکه شرایط ضمن عقد است.

عدم پرداخت مالیات بر مهریه به عنوان یک درآمد اتفاقی از دید من یک فرار مالیاتی است. ارث حق مسلم است، اما تعلق آن به ورثه مستلزم پرداخت مالیات است. درآمد یک حق مسلم است، اما تعلق آن مستلزم پرداخت مالیات است. خرید و فروش یک حق مسلم است، اما انجام آن مستلزم پرداخت مالیات است. مهریه نیز یک حق مسلم است اما تعلق مالیات به آن نه تنها امر غریب و دور از تصوری نیست بلکه در مقام مقایسه با ارث، درآمد و معامله تعلق مالیات به آن بسیار عادی و منطقی است.

مالیات بر مهریه افزایش بی­رویه و غیرمنطقی آن را محدود و قانون­مند می­کند، جایگاه واقعی مهریه را به آن برمی­گرداند و به درآمد­های غیرنفتی ناشی از مالیات (درآمدهای مالیاتی) کمک می­کند. قانون هیچ معافیتی برای مهریه تعیین نکرده است و مهریه انتقال مالکیت است(مادۀ 1082 قانون مدنی). من هیچ مستند قانونی مبنی بر معافیت مالیاتی مهریه پیدا نکردم، بنابراین به نظر من به عنوان یک عامی از مهریه باید مالیات اخذ شود.

تا جائی که من تحقیق کرده­ام کراهت دارد مهر زن از مهرالسنه بیشتر باشد. مهرالسنه عبارات است از پانصد درهم و قیمت آن پنجاه سکه طلا است. مهرالسنه مهریه­ای است که رسول خدا  آن را کابین همسران خود قرار می­داد. مادۀ 1090 قانون مدنی تصریح دارد «اگر اختیار تعیین مهر به زن داده شود زن نمی­تواند بیشتر از مهرالمثل معین نماید.»مادۀ 1080 قانون مدنی تصریح دارد «تعیین مقدار مهر منوط به تراضی طرفین است.» یکی از این طرفین شوهر است. بنابراین تعیین مقدار آن نیز حقی یک طرفه نیست. بانوان محترم در تعیین مقدار نظر شوهر آینده را نمی­پرسند بلکه مقداری تعیین می­کنند و می­گویند مقدار همین است و بس. این کار با روح مادۀ 1080 قانون مدنی منافات دارد. باب مصرف مالیات بر مهریه بابی جداگانه است که در قانون محاسبات عمومی و دیگر قوانین مرتبط می­گنجد.

خواننده وبلاگ با نام سوگل نوشتند: «آیا واقعاً بر این باورید که بزرگترین و اساسی ترین مشکل ازدواج جوانان ایرانی تنها مهریه سنگین دختران جوان است ؟! که با پیشنهاد مالیات نهادن بر آن راه حل ارائه می دهید؟!
هیچ کس نمی تواند بهتر از خودمان ما را فریب دهد.
عشق ، راستی و صداقت برای کسی تجلی می یابد که شهامت تشخیص آنها را داشته باشد. فقط چشمهای خردمند و بی غرض می توانند حقایق را ببینند. چه خوب است که بتوانیم بپذبریم که همیشه حق با ما نیست!
»

خیر من واقعا بر این باور نیستم که بزرگترین و اساسیترین مشکل ازدواج جوانان ایرانی مهریه سنگین است. من با پیشنهاد مالیات بر مهریه راه کار برای اساسیترین مشکل جوانان ارائه نکردم. این برداشت شخصی شما از دو نوشته بود.

من هم با شما موافقم. چه خوب است بپذیرید اشتباه میکنید. پرسش من این است که با مهریه بالا به دنبال کدام ضمانت هستید؟ همان سندی که مهریه را لازم الجرا میکند سایر شرایط ضمن عقد مانند اجازه کار، اجازه خروج از کشور و اجازه تحصیل و حتی حق حضانت بچه را هم تضمین میکند. اگر بر این باور هستید که با مهریه بالا شوهر را فریب نمیدهید پس خودتان را فریب میدهید. مهر بالا و تعیین شده توسط فقط خانمها مقایر نص صزیح قانون است. در شرع چنین چیزی مکروه است. مهریه ای که خارج از توان تعهد شوهر باشد خلاف عقل و مصلحت است و به واقع نقشی غیر از شمشیر داموکلس ندارد. راستی و صداقت را به مهریه بالا چگونه تفسیر میکنید آنگاه که شوهر میبلغ مهریه را ندارد و پرداخت آن را تقبل میکند، دروغی به اندازه یک عمر که زن آن را میپذیرد، زنی که شهامت پذیرش نا آگاهی خود را ندارد و با مهریه بالا مثلا به خیال خام خود جبران مافات میکند.

من فقط یک کار مکروه در شرع و خلاف قانون و خلاف عقل و فطرت سلیم را منعکس کردم و بس. مابقی تفسیر شما بود و بس.

خانم سوگل نوشتند: «در ابتدا یاد آور می شوم که معیار سنجش امتیازات اخلاقی و شخصیتی یک خانم جوان بر اساس تعداد سکه های مهر یه شان نمی باشد .
جناب آقای کبیری ازدواج یک پیمان دو جانبه است وقتی صحبت از مهریه سنگین و نقد و بررسی آن می شود انصاف نیست که تنها دختران جوان را در این میان نکوهش کنید؟!!!
چرا آقایان باید فریب بخورند در حالی که می دانند از نظر شرع مکروه است ؟!
چگونه است که آقایان محترم آن شمشیر داموکلس را بر صداقت و راستی ترجیح می دهند ؟!!!
تقبل پرداخت مهریه سنگین به دروغ و خلاف واقع ، اولین گام نادرست و کاملاً آگاهانه ای است که برداشته می شود و نمی توان با مظلوم نمایی چهره مردان (در نقد مهریه سنگین) ، اثر این دروغ آشکار و خیال خام را کم رنگ نمود .
خلاصه آنکه فراموش نکنید که جامعه محترم آقایان در انجام یک کار مکروه و خلاف قانون و خلاف عقل و فطرت سلیم هم تشریک مساعی 50 درصدی (درست به اندازه جامعه بانوان)دارند.»

موافقم مردان نیز در این تورنومنت شریکند و به قول دوستی مردی که چنین مهری را میپذیرد مستحق عواقب آن است. قصد من مظلوم نمائی نیست. منظور نشان دادن یک ناهنجاری است. با این وجود این ماجرا دو سر دارد. بانوان چنین درخواست نامعقولی دارند و آقایان نیز این درخواست نامعقول را میپذیرند. پیشنهاد من به زوجین آینده تدوین شرایط درست عقد در سند ازدواج و مطالعه دقیق قوانین و احکام مربوط است. به خاطر داشته باشید اگر در زمان تنظیم سند ازدواج شرایط مناسبی را تدوین نکنید نمیتوانید دیگران و جامعه را مقصر بدانید که جامعه حقتان را تضییع کرده است. این وظیفه قانونی خود شما است که قانون و احکام را مطالعه نمائید و شرایط ضمن عقد را درست تدوین کنید. مهریه حق مسلم بانوان محترم هست اما باید در چهارچوب قانون، شرع، عرف و عقل سلیم باشد و مقدار آن هم باید عقلائی باشد.

خانمی به نام شورانگیز نوشتند: «سلام. مهریه یه هدیه از طرف شوهر به همسره.به هدیه هم مالیات تعلق نمیگیره.» نخست آن که در هیچ کجای قانون از مهریه به عنوان هدیه تعریف نشده است. دوم آن که بر فرض هدیه بودن آن تعیین هدیه و مقدار آن و آن هم اینقدر بالا از طرف هدیه گیرنده فاقد توجیه است. هدیه اجباری نیست در حالی که مهریه اجباری است. سوم آن که در کجای دنیا هدیه تعیین میکنند بعد علیه هدیه دهنده شکایت میکنند و هدیه را به اجرا میگذارند. چهارم اگر مهریه هدیه باشد و مهریه حق بانوان محترم باشد پس هدیه حق است. چنین اظهار نظری کارشناسی نشده است. تشبیه مهریه به هدیه با توجه به شرایط موجود قیاس مع الفارق است.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/11/30ساعت 1:10  توسط بهمن کبیری پرویزی  | 

اصل پنجاه و یکم قانون اساسی ایران تصریح دارد «هیچ نوع مالیات وضع نمی­شود مگر به موجب قانون. موارد معافیت و بخشودگی و تخفیف مالیاتی به موجب قانون مشخص می­شود.»

مادۀ 1082 قانون مدنی ایران تصریح دارد: «به مجرد عقد، زن مالک مهر می­شود و می­تواند هر نوع تصرفی که بخواهد در آن بنماید.»

ماده ۲ قانون مدنی «قوانین ۱۵ روز پس از انتشار، در سراسر کشور لازم الاجرا است مگر آن که در خود قانون، ترتیب خاصی برای موقع اجرا مقرر شده باشد.»

مادۀ 119 قانون مالیات­های مستقیم تصریح دارد: «درآمد نقدی و غیر نقدی که شخص حقیقی یا حقوی به صورت بلاعوض  و یا از طریق معاملات محاباتی و یا به عنوان جایزه یا هر عنوان دیگری از این قبیل تحصیل می­نماید مشمول مالیات اتفاقی به نرخ مقرر در مادۀ 131 این قانون خواهد بود.»

مادۀ 131 قانون مالیات­های مستقیم تصریح دارد «نرخ مالیات بر درآمد به استثنای مواردی که طبق مقررات این قانون دارای نرخ جداگانه­ای می­باشد به شرح زیر است:

1.       تا میزان 1،000،000 ریال درآمد مشمول مالیات سالانه به نرخ 12%؛

2.       تا میزان 2،500،000 ریال درآمد مشمول مالیات سالانه نسبت به مازاد 1،000،000 ریال به نرخ 18%؛

3.       تا میزان 4،000،000 ریال درآمد مشمول مالیات سالانه نسبت به مازاد 2،500،000 ریال به نرخ 25%؛

4.       تا میزان 9،000،000 ریال درآمد مشمول مالیات سالانه نسبت به مازاد 4،000،000 ریال به نرخ 35%؛

5.       تا میزان 25،000،000 ریال درآمد مشمول مالیات سالانه نسبت به مازاد 9،000،000 ریال به نرخ 40%؛

6.       تا میزان 50،000،000 ریال درآمد مشمول مالیات سالانه نسبت به مازاد 25،000،000 ریال  به نرخ 45%؛

7.       تا میزان 100،000،000 ریال درآمد مشمول مالیات سالانه نسبت به مازاد 50،000،000 ریال به نرخ 50%؛

8.       تا میزان 300،000،000 ریال درآمد مشمول مالیات سالانه نسبت به مازاد 100،000،000 ریال به نرخ 52%؛

9.       نسبت به مازاد 300،000،000 ریال به نزخ 54%؛

 

اگر و فقط اگر فرض کنیم به مهریه مالیات تعلق بگیرد و اگر مهریه 500 سکه باشد و اگر فرض کنیم بهای هر سکه 2،050،000 ریال باشد، جمع کل مبلغی برابر با 1،025،000،000 ریال می­شود. بدین ترتیب با ثبت مهریه­ای به این مقدار مالیاتی در حدود 540،000،000 ریال  تعلق می­­گیرد. حال که عده­ای قرار دادن سقف برای مهریه را منافی آزادی شخصی در نظر می­گیرند و بعضاً آقایان محترم با این مقدار مهریه و یا بالاتر هم موافقند، می­توان ثبت عقد را منوط به وصول مالیات متعلقه نمود، چرا که معادل مهریه از مال مرد خارج و به تملک زن در می­آید. کافی است به استناد ماده دوی قانون مدنی ترتیب خاصی مقرر شود و قانون عطف به ما سبق هم بشود. آن وقت سهم درآمد غیر نفتی دولتی از محل مالیات بر مهریه کفاف تمام هزینه ها را میدهد. آن وقت شاهد رشد و شکوفائی و بالندگی خوهیم بود. بدین ترتیب بانوان محترم با شعار «من مالیات میدهم» در آبادی سرزمین خود مشارکت میکنند.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/11/28ساعت 17:38  توسط بهمن کبیری پرویزی  | 

۱ـ سرکار خانم مریم علی نژاد پاسخ زیر را در مورد مهریه نوشتند:

«سلام و سخته نباشید شما آقای کبیری عزیز .
آقای کبیری عزیز بسیاری از خانمهایی که شما عرض کردید آرزو داشتند که نه مهریه ای بود و نه جهیزیه ای ! نه حق طلاق با آقایان بود و نه حضانت بچه ! می دونید هرگز نباید یکطرفه به قاضی رفت . همونقدر که دریافت مهریه برای آقایان زور داره برای خانمها هم سخته که مشکلات والدینشون رو برای جمع کردن جهیزیه ببینن و بدونن که آخرش هر چه قدر هم که سنگ تموم بذارن قراره متلک بشنون !
سخته که مجبور باشند هر طور که همسرشون می خواد رفتار کنن و فراموش کنن که انسان هستند و حق کار سرمایه گذاری ‘ خرید کردن ‘ زیارت رفتن و .... هم باید داشته باشن !
سخت تر اونه که بچه ای رو با سختی در وجودشون پرورش بدن ‘ از شیره جونشون تغذیه اش کنن و در تمام لحظه های زندگی محافظت و مراقبت از اون به عهدشون باشه و موقع طلاق ازش جدا شن و تا قیم بچه( همسر سابق خانم ) راضی نباشه بچه رو نبینه !
به من بگو تو این دوره زمونه شما برای یه زندگی موفق چیزی به جز مشارکت و همدلی توصیه می کنی ؟ وقتی مهریه حذف میشه که برای خانمها ارزشی انسانی قایل شویم .
موفق و سلامت باشید .»

۲ـ خواننده محترم دیگری با عنوان راهی نوشتند:

سلام
از حسن توجه شما به مسایل جامعه باز هم قدردانی می کنم فقط یک اشکال کوچک به نظرم آمده و آن این که مسئله ای مثل الکترونیکی کردن انتخابات و یا تعیین سقف برای مهریه دارای ابعاد گوناگونی هستند و فواید و مضرات مختلفی هم میتوان برای آنها بر شمرد و با این وجود فقط یک بله یا خیر گفتن کاریست نه چندان آسان.

۳ـ خواننده محترم دیگر وبلاگ با عنوان نازگل نوشتند:

حضرت علی می فرماید : " آنکس که با همه بتواند نشست و برخواست کند , بدان نفس او دست دوستی به شیطان داده است" .انسان منطقی دارای جاذبه و دافعه است و نظرات موافق و مخالف نیز جزئی از این جذب و دفع هستند.
موفق باشین

۴ـ آقای محمد رجبی نوشتند:

اولا آقای بهمن عزیز علیک
در ثانی چیکار کردی بابا
بااین مبحثی که مطرح کردی سرتو به باد ندی یه دفعه

ثالثا نظر من در این باره رو هم بشنوید شاید خالی از لطف نباشه
دادن راه حل در این زمینه نیاز به برسی های خیلی دقیق و جامع داره که از عهده سواد و درک من خارجه مخصوصا این که هنوز درگیر این قضیه نشدم وبه عبارتی بچه ام
اما موضوع اصلی درک این مسئله از طرف زوجین است که برای هم باید ارزش هایی فراتر از این مباحث را قائل شوند از نظر من طرح چنین بحثی در زندگی ناشی از عدم اعتماد و درک متقابل است
این مسئله فقط بهانه ای است برای طرح مشکلات پنهان تر زندگی افراد
اعتقاد من این است که اغلب مشکلات زندگی امروزی ما از این ناشی می شود که خودمان هم نمی دانیم از زندگی چه می خواهیم و چقدر سهم داریم
البته نه این که کسی برای دیگران زندگی را سهمیه بندی کرده باشد
بلکه به اندازه تلاشی که داریم و دارایی ها و توانایی هایمان توقع داشته باشیم
گاهی مباحثی مطرح می شود که هیچ سندیتی ندارد و جز نتیجه گیری های غلط و با استناد به تخیلات چیز دیگری نیست
کسی برای زندگی خودش شمشیر را از رو نبسته
هیچ انسانی دلسوز تر و به درد بخور تر از خود فرد نمی تواند در زندگی فردی اش نقش داشته باشد
خلاصه این که به دنبال راه حل بهتری باید بود نه حمایت و تقابل
ضمن این که همه انسان ها در وهله اول انسان هستند و به واسطه انسان بودن حقوقی دارند که هر کس در هر جایی آن را نقض کند مستحق نکوهش است بسیار.

۵ـ بر اساس قولی که به نگارنده این سطور دادم نامشان را نمیتوانم فاش کنم. ایشان نوشتند: «نمی تونم تو این بحث شرکت کنم... چون خودم درگیر هستم و خب در حال حاضر دست کم اعتقادم اینه که قانون ما در امر ازدواج و طلاق به شدت به نفع مردهاست...
من برای گرفتن طلاق... برای مهریه... برای حضانت کودکم به هبچ جا نرسیده ام بعد
از 2 سال...»

پس از کسب اجازه از ایشان برای درج پاسخشان در صفحه اصلی ایشان نوشتند:

«اگر به درد میخوره...
از نظر من اشکالی نداره...
شاید بد نباشه که اضافه کنم در مورد ما... کسی که همه چیز رو رها کرد و به یه هوس زندگی و اینده فرزندش رو هم تباه کرد اون مرد خانواده بود... حالا هم اون به راحتی زندگی میکنه... حتی با زنی زندگی میکنه که دوستشه نه همسر شرعیش... و از نظر مالی هم مثل من دستش جلوی کسی دراز نیست... حق داره از کشور خارج بشه... عشق و حالش رو بکنه... اما من با بخشیدن همه حقوقم حتی حق نگه داشتن فرزندم رو نتونستم بگیرم... حتی نتونستم راضیش کنم که منو طلاق بده... درک میکنید؟ نه گمان نکنم... شما یک مرد هستید چه اهمیتی دارد که یک زن بین زمین و هوا بدون هیچ پشتوانه ای رها شده باشد؟
از دلشکستگی و تحقیر شدن و حس بد کنار گذاشته شدن حرف نمیزنم...که خودش از هر زخمی کاری تر است و فراموش ناشدنی...»

«پس نقش والدین چه میشود؟ مگر زنان سنتی ایران پای والدین خود را وسط نمیکشند تا حقوقشان حفظ شود؟ مگر مهریه بالا تعیین نمیکنند که تضمین مناسبی داشته باشند؟ پس آن زندگی رویای کجاست؟ حق حضانت بچه همچنین حق کار و حق تصحیل و حق خروج از کشور را در عقدنامه درج میکردید. بهترین راه این بود که به جای تعیین مهریه بالا شرایط ضمن عقد را برابر قانون درج میکردید تا امروز اینگونه دلشکسته و غمگین نباشید. پس از مطالعه پاسخ شما آخرین یافته خود را به اطلاع شما میرسانم. امروز وقتی مشغول مطالعه کتاب خلاصه مباحث متون فقه بودم به این جمله رسیدم: «و یکره ان یتجاوز مهرالسنه» در بیان معنای آن نوشته شده است: «و کراهت دارد مهر زن از مهرالسنه بیشتر باشد. [مهرالسنه عبارت است از پانصد درهم و قیمت آن پنجاه سکه طلا است و در توضیح مهرالسنه نوشته شده است مهرالسنه مهریه ای است که حضرت رسول اکرم آن را کابین همسران خود قرار میدادند.]» شاید شما جزو کسانی باشید که مهریه بالا دارند. حال که به قول خود به حق خود و تضمین زندگی خود نرسیدید. بهتر نیست نتیجه بگیریم به جای تعیین مهریه بالا شرایط ضمن عقد برابر قانون و عرف جاری تعیین شود تا در روز مبادا اینچنین حیران نباشیم؟ به نظر من در وضع موجود خود نیز کوتاهی کرده اید. گو این که منکر نامرادیها نیستم. مسیر را به اشتباه میرویم.»

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/11/08ساعت 8:57  توسط بهمن کبیری پرویزی  | 

گاهی با خودم فکر می‌کردم، چرا فیلد مطالعاتی‌ای به نام «مطالعات مردان» نداریم؟ در حالیکه مطالعات زنان تبدیل به یک گرایش فوق لیسانس هم شده است و درباره آن کارهایی صورت گرفته؛‌ به هر حال این پرسش با من بود تا در دایرکتوری گوگل با زیرشاخه‌ای به نام مطالعات مردان (Men's studies)برخورد کردم.
 
برگرفته از وبلاگ دوشت عزیزم پدرام الوندی
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/11/04ساعت 6:57  توسط بهمن کبیری پرویزی  | 

جام جم

مديرعامل ستاد ديۀ کشور گفت: «در حال حاضر حدود 25 هزار نفر از مددجويان واجد شرايط متقاضی دريافت کمک از ستادهای ديه در سراسر کشور هستند که 12 هزار نفر آنها به دليل ناتوانی در پرداخت ديه، مهريه، نفقه و چکهای غيرکلاهبرداری در زندانها به سر می‌برند.

به گزارش روابط عمومی قوۀ قضاييه، سيداسدالله جولايی گفت: «بقيۀ اين افراد که حدود 13 هزار نفر از بدهکاران جرايم غيرعمد را شامل می‌شوند با توديع وثيقه، از سوی مراجع قضايی به صورت موقت به مرخصی اعزام شده‌اند تا نسبت به بازگرداندن بدهکاری و دين خود به شاکيان و مختومه شدن پرونده اقدام کنند.»

وی با بيان اين که از سال 1377 تا 1385، ستاد ديه توانست تعداد 16 هزار و 118 نفر از زندانيان را با پرداخت 113 ميليارد ريال از محل کمکهای مردمی و خدمات مشاوره‌ای آزاد کند، گفت: «در سال 1386 نيز تاکنون بيش از 170 جشن گلريزان به مناسبتهای مختلف در سراسر کشور برگزار شده که حاصل آن حدود 6.5 ميليارد تومان کمک مردمی به ستاد ديه بوده است.»

جولايی نداشتن بيمه‌نامه و گواهينامه در هنگام رانندگی را از مهم­ترين مشکلات در تصادفات رانندگی ذکر کرد که موجب ايجاد مشکلات متعدد برای افراد می‌شود.

وی گفت: «بررسی­های کارشناسان ستاد ديه در سراسر کشور نشان می­دهد بيشتر افراد تصادفی، بيمه‌نامۀ شخص ثالث ندارند و يا بيمۀ آنها ناقص است. وی افزود: با پر کردن پرسشنامه توسط 1852 زندانی به عنوان نمونه دريافتيم، حدود 70 درصد زندانيان به دليل نداشتن بيمه‌نامه در زندان هستند.»


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/11/02ساعت 13:22  توسط بهمن کبیری پرویزی  | 

خوشبختانه یک مرد بعد از مدتها وقت گذاشته است و موارد مردانه ای را که به نظرش رسیده است و برای خانمها ممکن است مفید واقع شود به رشته تحریر در آورده است. پس لطفا بخوانید و دقت کنید که تمام این قوانین با عدد یک شماره کذاری شدند سعنی هیچ کدامشان برتری نسبی به یکدیگر ندارند و سپس در صورت تمایل آراء خود را وارد نمائید:

۱ـ مردها نمیتوانند فکر کسی را بخوانند.


1- دیدن مسابقۀ فوتبال مثل تماشای ماه شب چهارده توی آسمان جذاب و قشنگ است. اجازه بدهید همینطور بماند.


1- خرید کردن، مسابقۀ فوتبال نیست و امکان ندارد که ما به خرید به این شکل نگاه کنیم.


1- گریه کردن یک جور تهدید به حساب میاد.


1- لطفا چیزی رو که می­خواهید، واضح بگوید. اجازه بدهید کمی روشن­تر بگویم، اشارات زیرکانه، اشارات قوی و اشارات مبرهن ولی غیر مستقیم به یک موضوع اصلا به کار نمی­آید. لطفا اصل درخواستتان را واضح بگوئید.


1- «بله» یا «خیر» بهترین جواب ممکن به خیلی از سوالات هستند.


1- لطفا در صورت نیاز به حل یک مشکل، پیش ما بیایید و درد دل کنید، این کاری است که ما مردها انجام میدهیم. همدردی کردن وظیفۀ دوستان مونث شماست نه ما مردها.


1- سردردی که هفده ماه است که دارد شما را آزار می­دهد یک مشکل واقعی است. لطفاً با یک پزشک ملاقات کنید.


1- هر مطلبی که شش ماه پیش از طرف ما مردها گفته شده است الان به عنوان استدلال غیر قابل قبول است. در واقع تمام نظرات ما فقط برای هفت روز معتبرند نه بیشتر.


1- اگر فکر می کنید چاقید، خوب احتمالاً هستید. لطفا از ما نپرسید.


1- اگر مطلبی که ما گفتیم رو می­شود دو جور ازش برداشت کرد و یکی از این برداشتها شما رو عصبانی و ناراحت میکند منظور ما برداشت دیگر بوده است.


1- شما می­توانید یا از ما بخواهید که کاری رو انجام بدهیم یا به ما بگوئید که چطور آن را انجام بدهیم، نه هر دو. اگر شما از قبل می­دانید که چطور می­شود آن کار را بهتر انجام داد خوب خودتان دست به کار شوید.


1- کریستوف کلمب احتیاجی نداشت که مسیر را به او یاد بدهند. ما هم همینطور.


1- تمام مردها فقط در 16 رنگ اشیا رو می­بینند. دقیقاً مثل ویندوز است. برای ما هلو یک میوه است، رنگ نیست. برای ما پرتغال یک میوه است رنگ نیست. ما واقعاً نمیفهمیم رنگ پوست پیازی چیست.


1- اگر ما از شما بپرسیم چی شده و شما بگوئید «هیچی» ما هم طوری رفتار می­کنیم که انگار هیچ اتفاقی نیفتاده است. ما می­دانیم که شما دروغ می­گوید اما فقط ارزشش را ندارد که آدم سرش را به خاطرآن درد بیاورد.


1- وقتی ما دوتایی قرار است جائی برویم، چیزی که شما پوشیدید کاملا مناسب و قشنگ است … این را واقعاً می­گویم .


1- شما به اندازۀ کافی لباس دارید.


1- شما کفش، زیادی هم دارید.


1- من کاملا خوش فرمم. گرد هم یک جور فرم خوب.


1- ممنونم که این را خوندید. آره می­دانم امشب باید در آشپزخانه بخوابم. ولی این را می­دانستید برای ما مردها اصلاً مهم نیست. فکر می­کنیم رفتیم کمپینگ.

+ نوشته شده در  جمعه 1386/10/21ساعت 9:24  توسط بهمن کبیری پرویزی  | 

بوفالو بیل 

بوفالو بیل عقیده داشت یک سرخپوست خوب یعنی یک سرخپوست مرده. حال عده­ای از فیمینیست­ها عقیده دارند یک مرد خوب یعنی یک مرد مرده.

دیروز تقارن دو واقعه باعث شد احساس خطر کنم. احساس خطر برای خود و احساس خطر برای همۀ مردان ایرانی تمام بدنم را لرزاند. تمام یافته­ها درست مثل دیگ غذا در فکرم می­جوشیدند. درست مثل بوکسوری که ناک اوت شده باشد گیج و منگ بودم. تصمیم داشتم دیروز شرح حضور خود در کارگاه امنیت شغلی را که در محل انجمن صنفی روزنامه­نگاران برگزار شد، بنویسم اما آن را تا امروز به تأخیر انداختم. آن چیزی که مرا شوکه کرد سخنرانی سخنرانان نبود بلکه حاضران بودند. اشتباه نکنید. خدمت حاضران جسارت نکردم بلکه بهتر بود می­نوشتم غایبان مجلس مرا شوکه کردند. چندی پیش در همین محل به دعوت یکی از دوستان در کارگاه برابری جنسیتی شرکت کرده بودم و عنوان این کارگاه امنیت شغلی بود. حاضران آن مجلس غایبان دیروز بودند. آنچه که من برداشت کردم، این بود که آنان امنیت شغلی دارند و در خانواده با شوهران نگونبخت بخت امنیت ندارند. به خصوص آن که یک پیام کوتاه از طرف روزنامۀ همشهری با این مضمون دریافت کردم: «سرپرست شورای حل اختلاف خانواده در تهران: 80% متقاضیان طلاق زن­ها هستند و اگر اگر اختیار را به آنها بدهیم تمام مردها مجرد می­مانند.» زمانی که به خواستگاری می­روی، مثل یک جانی با تو برخورد می­کنند. وقتی می­گوئی دختران نیز همانند پسران ممکن است ناسازگاری کنند، جواب می­شنوی دختر ما مگر دیوانه است که ازدواج کند و بعد طلاق بگیرد؟» اما خبر منتشر شده توسط روزنامۀ همشهری پاسخی به من و به تمام بزرگوارانی است که اینگونه پاسخ می­دهند و تمام بزرگوارانی که در کارگاه برابری جنسی پرچم نقض حقوق زنان را سر برافراشتند و کاهش حقوق مردان نسبت به زنان را خواستار شدند و نام آن را برابری جنسیتی نهادند. حال اگر مردانی خواستار برابری جنسیتی شوند، می­توانند خواستار اعزام زنان به خدمت مقدس وظیفۀ عمومی شوند تا هر دو جنس به طور یکسان به سرزمین اسلامی خود خدمت کنند. سرمنشأ برابری جنسیتی کشورهای اروپائی و آمرکائی هستند که چنین فرهنگی را به برای ما به ارمغان آوردند، غافل از این که در آن سرزمین زنان نیز به خدمت مقدس نظام می­روند و تا همین قرن بیستم حق رأی نداشتند. دکتر ابوالفضل قاضی شریعت­پناهی در صفحۀ 307 کتاب بایسته­های قانون اساسی، نشر دادگستر می­نویسد: «حق زنان در ایالات متحدۀ آمریکا، در سطح فدرال، به سال 1920 و در بریتانیا به سال 1928 وارد قانون و عملی گردید. در کشور سوئیس طی رفراندومی در سال 1954 از مردان راجع به حق رأی زنان پرسش به عمل آمد و اکثریت مردان با حق رأی زنان مخالفت کردند. ولی در سال­های بعد آهسته آهسته، مردم سوئیس (مردان) به حق رأی زنان تن در دادند.» این سخن متعلق به قرون وسطی نیست بلکه در اروپای قرن بیستم این واقعه روی داده است. این واقعه در آمریکا، مهد دموکراسی روی داده است. همان آمریکائی که حدود یک قرن از جنگ­های انفصال فاصله دارد. همان جنگ­هائی که فرمان آبراهام لینکلن برای آزادی برده­ها صادر کرد و جان خود را بر سر آن گذاشت. همان کشوری که گروه­ههای کوکلوس­کلان با آن لباس سفید معروف خود هنوز کابوس سیاهان هستند. و اینک به نظر می­رسد که زنان ایرانی برای مردان در حال تبدیل شدن به گروه­های کوکلوس­کلان جدیدی هستند که تحت لوای برابری جنسیتی به سمت فمینسیم فاشیستی می­روند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 1386/09/30ساعت 7:24  توسط بهمن کبیری پرویزی  | 

روز پنج­شنبۀ گذشته مهمان انجمن صنفی روزنامه­نگاران بودم. خبر را یک همکلاسی قدیم به من داد و از طرف من ثبت نام کرد. کارگاه برابری جنسی به میزبانی این انجمن و از طرف UNDP برگزار می­شد. صحبت­های زیادی در انجمن مطرح شد. در کارگاه شرکت کردم. بسیار آموزنده بود زیرا با دیدگاه­هائی آشنا شدم که آن را «فاشیستی فیمینیستی» می­نامم. به نظر می­رسد «بزرگوارانی» از آن سوی پشت بام پائین افتاده باشند. اگر بنا بر برابری جنسی از نوعی که آنان می­گویند باشد، ای کاش تدابیری اندیشیده شود که این عزیزان به خدمت مقدس زیر پرچم احضار شوند. در این صورت شاید بخشی از برابری جنسی مورد «بزرگواران» آوانگارد تأمین شود. زمانی که آقایان محترم موظف به انجام پیش­فنگ و دوشفنگ هستند، فیمینیست­های آوانگارد حقشان خورده می­شود و ظلمی بزرگ در حقشان روا می­شود. قضیه جائی حادتر می­شود که این «بزرگواران» علیرغم تحصیلات دانشگاهی قبول می­کنند با حقوقی کمتر از حد متعارف کار کنند. در این صورت بازار کار را برای آقایانی که تازه خدمت مقدس را به اتمام رسانده­اند خراب می­کنند و سهم آقایان از بازار کار کمتر و کمتر می­شود. فکر می­کنید کار به اینجا ختم می­شود؟ اشتباه می­کنید. آقایان بیچاره در اینجا متهم به بیکارگی، تنبلی و تن­پروری می­شوند. برابری جنسی یعنی این که «بزرگواران» «فاشیست فیمینیست» در صورت وجود شغل آن را با حقوق و مزایای برابر با آقایان بپذیرند. در این صورت هیچ مردی بیکار نخواهد ماند. «بزرگواران» برابری جنسی را فقط در محیط خانه و محیط کار و به صورت یک طرفه می­بینند ولی نمی­دانند که بر سر شاخه نشسته­اند و بن می­برند. به پاس این تغییر فاحش در واقعیت­ها توسط این «بزرگواران» سرفصل مردانه را به آنان و تمام مردان تاریخ تقدیم می­کنم.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/09/06ساعت 18:28  توسط بهمن کبیری پرویزی  | 

من در روز خواستگاری «جوانی محجوب و سر به زیر» هستم وقتی به عنوان تضمین یک عمر زندگی سکه­هائی به تعداد سال تولد عروس خانم را علاوه بر نصف منزل آینده به گردن می­گیرم. من «پسر خوشبختی» هستم وقتی می­گویند مهریه را کی داده و کی گرفته و هیچکس نمی­پرسد اگر مهریه را کی داده و کی گرفته پس چرا بزرگترها وقت گرانقدر خود را صرف می­کنند و مهریه تعیین می­کنند. مادرم در روز خواستگاری من را «غلام شما» معرفی می­کند و از همان ابتدای زندگی مشترک طوغ بندگی را بر گردن من می­نهد. من «شاه­داماد» هستم وقتی زن­ها شادمانه روی سرم قند می­سایند و صد البته به طور همزمان در دل من هم قند آب می­کنند.

من «سرپرست خانوار» هستم وقتی پسرم سوار بر دوچرخه پسر همسایه را نمی­بیند و او را راهی بیمارستان می­کند. من «زن­ذلیل» هستم وقتی در کنار دوستانم نشسته­ام و همسرم پای تلفن سفارش خرید منزل را می­دهد. من «زوج» هستم وقتی «زوجه» به حکم قاضی مهریۀ خود را به اجرا می­گذارد و من راهی زندان می­کند. من «پاپا» هستم وقتی دختر نوجوانم در جشن تولد دوستش دروغ­پردازی می­کند. من «بابائی» هستم وقتی بچه­هایم برای گرفتن پول تو جیبی بیشتر سعی در فریب من دارند. من «یک مرد کامل» هستم وقتی برای همسرم طلا و زیورآلات می­خرم و «عشق به یاد ماندنی» هستم وقتی برای همسرم اتوموبیل می­خرم که البته جهت اجتناب از حرف مردم تا مراسم چهلم من بیشتر دوام نخواهد داشت. من «آقای محترم» هستم وقتی زن همسایه می­خواهد به من ناسزا بگوید. عروسم من را «پیرمرد» می­نامد. همسرم من را «پدر بچه­ها» می­نامد و گاهی من «پدر» هستم وقتی همسرم من را شماتت می­کند. من «مرتیکه» هستم وقتی زن همسایه تذکرم را در خصوص درست پارک کردن ماشین خود در پارکینگ می­شنود. در ادبیات کهن این مرز و بوم مرا «دیکتاتور، مستبد، خودخواه، از خودراضی، خودمحور، سربه­هوا، . . .» می­نامند. من در جیغ و دادهای شبانۀ همسرم «بی­قید و بند» نام دارم و به فکر خانه و زندگی نیستم. وقتی از نوع چیدمان وسایل منزل صحبت می­کنم، مادرم می­گوید اگر همسرت اجازه داد وسایل منزل را اینگونه بچین. به هنگام خرید من «مرد خانه» هستم.

من «همسری مهربان و شوهری فداکار» هستم، وقتی همسرم برای اثبات وفاداری خود و البته تا چهلم من آگهی وفات مرا در صفحۀ اول پر تیراژترین روزنامۀ شهر به چاپ می­رساند و گاهی هم همسر آینده­اش در مراسم عزاداری من با او آشنا می­شود و یا عشق دوران کودکی­اش دوباره سوار بر اسب سفید باز می­گردد و این بار مانند قهرمانی افسانه­ای خود را به او می­نمایاند. من «ابوی گرامی» هستم وقتی اعضاء هیأت مدیرۀ شرکت پسرم برای خودشیرینی بیست آگهی تسلیت در بیست روزنامۀ کثیرالانتشار و معتبر چاپ می­کنند.

+ نوشته شده در  شنبه 1386/07/28ساعت 20:17  توسط بهمن کبیری پرویزی  |