تبليغاتX
رکن پنجم دموکراسی
قلم سلاح نویسنده نیست، سلاح قلم سرباز است.

 

علی دائیتوپی که برای کلمنته سانتر شد از روی سر افشین قطبی و امیر قلعه­نوعی رد شد و زیر پای علی دائی پائین آمد. انصافاً از انتخاب یک «مربی ایرانی» برای «تیم ملی ایران» احساس غرور می­کنم، در پوست خود نمی­گنجم و سر از پا نمی­شناسم. انتخاب علی دائی بر اساس کارشناسی عمیق و سیاست درهای باز وی برای سکانداری تیم ملی باعث شده است تا این توقع به وجود آید که حتی از مخالفین وی از جمله «وحيد‌هاشميان»‌، «علی كريمی»‌ و «مهدی مهدوی‌كيا»‌ و «ایمان مبعلی» نیز برای عضویت در تیم ملی دعوت به عمل آید تا این بار توپ گرد فوتبال به نفع ما بچرخد. پذیرش قرارداد یک ساله از طرف وی نشان می­دهد که او آماده است بهترین نتیجۀ ممکن را برای تیمی که سکان هدایت آن را بر عهده گرفته است به ارمغان بیاورد و به راستی این نتیجه باید بسیار بهتر از گذشته باشد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/12/14ساعت 8:14  توسط بهمن کبیری پرویزی  | 

آن مرد آمد. آن مرد با دستیارش آمد. آن مرد با هواپیما آمد. آن مرد با تجربه­هایش آمد. آن مرد در برف آمد. آن مرد به صورت پاره­وقت آمد تا فوتبال ایران را بررسی کند. آن مرد گفت: « بله، زماني كه جوان‌تر بودم، يادم هست كه ايران آقای فوتبال آسيا بود. آن موقع ژاپن هيچ چيزی نبود ولی الان پيشرفت زيادی داشته [است]. آن موقع كره هيچ چيز نبود كه ايران آقای فوتبال آسيا بود. الان چين خيلی پيشرفت كرده [است]. داشتم داشتم حساب نيست؛ دارم دارم حساب است.» آن مرد به جای مدیران داخلی آمد. آن مرد مدیر خوب است. آن مرد یک میلیون یورو می­خواهد. مدیر خوب و کارآمد حساب همه­چیز را نگه­می­دارد. مدیر خوب حتی حساب عدم تفاهم بازیکنان را نگه می­دارد.

ظریفی گفت: «چه توقعی داری؟ توپ گرد است. نتیجۀ بازی معلوم نیست.» پرسیدم: «چرا همیشه توپ اینوری گرد است؟ یک دفعه هم آنوری گرد باشد. لژیونر!های ما در اروپا بازی می­کنند. مدیر خوب آورده­ایم. برای مدیریت خوب خرج می­کنیم. پس چه فرقی کرد؟ قبل از همۀ این کارها هم توپ گرد بود. اگر حالا هم توپ گرد باشد پس این همه کار را برای چه کرده­ایم؟»

کار گروهی در ایران همیشه مشکل­ترین کار است. چارۀ مشکلات ما ایجاد روحیۀ کار گروهی است. «من»ها باید «نیم»من شوند.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/11/15ساعت 8:0  توسط بهمن کبیری پرویزی  | 

فوتبال- فرهاد عشوندي:
«همين يك ساعت قبل كه با هم حرف می‌زديم، او شايعه فسخ قراردادش با ايران را به كلی تكذيب كرد.»

ناصر شفق، عضو هيات رئيسه فدراسيون فوتبال كه اين روزها در شهر بيلبائوست و مذاكرات با خاویر کلمنته را انجام داده است، در آخرين ساعات ديشب(شنبه ششم بهمن)، اين جمله را به خبرنگار همشهری عصر گفت تا شايعه‌ای را كه عصر ديروز در رسانه‌های ايراني مطرح شده بود تكذيب كند.

شايعه زمانی پيچيد كه خبرنگار ايرنا از مادريد، خبری را مخابره كرد كه در آن آمده بود: «در پي مخالفت فدراسيون ايران با حضور نيمه‌ وقت كلمنته در ايران، اين مربی از قبول پيشنهاد همكاری فدراسيون ايران منصرف شده است.» انتشار اين خبر، خيلي زود باعث شد مسوولان فدراسيون فوتبال با شفق تماس بگيرند و از او صحت خبر را جويا شوند و اين‌گونه بود كه ناصر شفق، بار ديگر با كلمنته تماس گرفت: «در اين تماس او به ما اطمينان داد كه به توافقاتش با ما پای‌بند است.»

بند جنجال ساز!

ماجرا از آنجا آغاز شد كه پس از مذاكرات طولانی با خاوير كلمنته، سرانجام او پذيرفت قراردادش با فدراسيون ايران را امضا كند؛ اما اين مرد اسپانيايی كه شرايط مالی‌اش با شرايط مورد نظر ايران می‌خواند، دو پيش شرط اصلی برای سفر به ايران داشت: اول اينكه شرايط رفاهی و تمرينی‌اش برای اداره تيم ملی را بپسندد و ديگر اينكه بتواند مثل قراردادش با صربستان، اردوهای تيم ملی ايران را هم به صورت مقطعی و تنها در زمان‌های نزديك به بازی‌های تيم ملی، با تشكيل اردوهای مقطعي، اداره كند و برای زندگي همچنان ساكن اسپانيا باشد.

 بندی كه تا ساعت‌ها باعث شد طرف‌های ايرانی و اسپانيايی به خاطرش با هم بحث كنند و سرانجام پنجشنبه شب گذشته، دو طرف قراردادی 3 ساله را امضا كنند. پس از امضای اين قرارداد بود كه كلمنته در مصاحبه با روزنامه‌های اسپانيايی اعلام كرد با فدراسيون ايران به توافق رسيده تا مثل زمان حضورش در صربستان، مربی نيمه‌وقت تيم ملی ايران باشد. جملاتي كه بازتاب وسيعی در رسانه‌های ايراني داشت و باعث شد موج انتقادات از قرارداد با اين مربی اسپانيايی به راه بيفتد.

فدراسيون متن قرارداد با كلمنته را منتشر می‌كند.

«ماجرا اين طور نيست كه در رسانه‌ها منتشر می‌شود. اگر لازم باشد، ما حتي حاضريم متن قرارداد امضا شده با كلمنته را منتشر كنيم. اگر اين جوسازی‌ها ادامه داشته باشد ما تا فردا (امروز) متن كامل قراداد را منتشر می‌كنيم.» محمدمهدی تاج، نايب رئيس اول تشكيلات جديد فدراسيون فوتبال كه با خبرنگار همشهری سخن می‌گفت، با بيان اين جمله در واكنش به شايعات مطرح شده درباره قرارداد با خاوير كلمنته گفت:« ما 3 بند در قرارداد با اين مربی داريم كه به واسطه آن می‌توانيم به همه اطمينان بدهيم كلمنته نمی‌تواند هر وقت دلش خواست، ايران را ترك كند.»

 اين3 بند كه تاج به آنها اشاره دارد عبارتند از: «صعود تيم به جام جهانی، نظارت بر تمرينات تيم ملی و زير نظر گرفتن ليگ برتر ايران.» 3 شرطي كه تاج معتقد است به‌دليل قرار گرفتن‌شان در قرارداد، كلمنته را روزهای زيادی از سال در ايران نگه می‌دارد: «عنايت داريد كه صعود به جام جهانی، كار بسيار بزرگی است و نياز به تمرينات بسياری دارد. برای همين، ما بايد روزهای زيادی در سال را براي تيم ملی‌مان برنامه و مسابقه داشته باشيم. غير از اين، وقتي كلمنته متعهد شده بازی‌های ليگ را زير نظر بگيرد، يعني او بايد تمام وقت در تهران باشد. پس اين شايعات را نبايد خيلي جدی گرفت.»

كلمنته با سالي 100 روز مرخصی و مأموريت

برای اولين بار، اين علی كفاشيان بود كه اذعان كرد تعداد روزهای مرخصي كلمنته، بيش از عرف رايج (سالي 30 روز) است. او ديروز به همشهری امارات گفته بود :«تعداد روزهای مرخصی كلمنته در سال، بيش از عرف رايج است؛ اما اين روزها به اندازه‌ای نيست كه بگوييم اين مربی، مربي نيمه‌وقت تيم ملی فوتبال ماست.»

 او البته اين روزهای دور از تهران مربی جديد را به ‌اندازه‌ای نمي‌دانست كه خود كلمنته در گفت‌وگوهايش مطرح كرده بود. به همين دليل در واكنش به مصاحبه‌های اين مربي اعلام كرد: «نمی پذيريم او خارج از ايران زندگي كند.»

انتشار اين خبر در رسانه‌های جهاني باعث شد بلافاصله خبر لغو قرارداد همكاری كلمنته با فدراسيون فوتبال ايران به سرعت در محافل ورزشی بپيچد. اتفاقی كه باعث شد شفق كه هنوز در اسپانيا به سر می‌برد، بار ديگر به سراغ كلمنته و مدير برنامه‌هايش برود.

«اصلا ماجرا به شكلی نيست كه در رسانه‌هاي ايران مطرح شده. ما برای تيم ملي برنامه داريم. البته قرار شده تا مذاكرات نهايی در تهران، درباره جزئيات ماجرا حرف نزنيم؛ ولی حقيقت اين است كه در يكی از بندهاي قراردادمان با كلمنته آورده‌ايم كه چون اسكلت اصلي تيم ملی ايران را لژيونرهای اروپايی تشكيل می‌دهند، مربی بايد برای زير نظر گرفتن شرايط اين بازيكنان به‌طور مستمر به تماشای تمرينات و بازی‌های اين بازيكنان برود.»

 اتفاقي كه باعث مي‌شود اين مربی، روزهای زيادی از سال (با احتساب سالی دو ماه مرخصی بيش از 100 روز از سال) را در كشورش يا دور از ايران باشد. اين شرايطی است كه دو طرف ايرانی و اسپانيايی در قراردادشان بر سرش به توافق رسيده‌اند.

منبع

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/11/07ساعت 17:53  توسط بهمن کبیری پرویزی  | 

دوست وبلاگنویس محترم من  آقای محمدرضا بهمنی در مورد یادداشت من در مورد سرمربی تیم فوتبال نوشتند:

«..و سلام..

از شما بعید است که این طور مقایسه کنین...خیلی عجیب و غیر منتظره بود برام.

مدیریت یک علم است یک تخصص است..و برایش باید هزینه کرد

یک مدیر حرفه ای باید دربالاترین سطح درآمد و امکانات باشد.

شما چرا به حقوق مشروع یک مدیر توجه کردین؟ و مقایسه می کنین؟

درآمد های نامشروع و نا مشخص و غیر قانونی پدر جامعه را در می آورند»

دوست گرامی با نظر شما با این که مدیریت یک علم و یک هنر است کاملا موافقم. با این که برای مدیریت خوب باید هزینه کرد موافقم. اما دوست عزیز آنچه که در یادداشت مربوط خواندید هیچ رنگی از مدیریت ندارد. در سیستم مدیریت ژاپنی بین میز مدیر و کارمندان حتی دیوار هم وجود ندارد. در کارخانه هوندا به عنوان نمونه موفق مدیریت خودروسازی اگر شما مدیر کارخانه و کارگر کارخانه را در کارخانه ببینید چه بسا آنها را از هم تشخیص ندهید. مدیریت سرکشی بدین شکل که مثال آن ذکر شد فقط پز مدیریت است نه مدیریت علمی. اگر حتی برای یک ثانیه هوندا و امثال هوندا را موفق در نظر بگیرید و مدیریت «سرکشی» را با مدیریت هوندا مقایسه کنید آن وقت میبینید که تفاوت از زمین تا آسمان است.

نکته دوم این که چه قیمتی و برای چه مدیریتی و به چه شکلی خرج شود. حتی اگر همین هزینه انجام میشد برای کلاس مدیریت برای مربیان ایرانی بهتر بود یا برای هزینه کردن برای مدیری که یک سال هست و سالهای آتی نیست و تجربه خود را با خود به همراه خواهد برد و چیزی برای این سرزمین باقی نخواهد گذاشت. مربیان وطنی ما از همین آب و خاک هستند و از جنس خودمان هستند. عرق سرزمینمان را دارند. آیا او به راستی تخصص خود را برای این سرزمین خرج خواهد کرد؟

دوست گرامی اگر مدیر حقوق مکفی برای خدمات خوب بگیرد چه مشکلی وجود دارد که در کنار آن کارمند نیز از حقوق مشروع خود برخوردار گردد. شما چرا حقوق مشروع و قانونی کارمندان را در نظر نگرفتید و به آن توجه نکردید؟

در کدام سیستم مدیریت فقط با سرکشی مدیریت میکنند؟ در همین سرزمین ما مدیران متعهد دلسوز و با وجدان زیادی هستند که نفر اول بر سر کار خود حاضر میشوند و نفر آخر محل کار را ترک میکنند و چنین حقوقی هم دریافت نمیکنند. آری در همین سرزمین مدیران بی نام و نشان و بی توقعی هستند که شایسته تقدیرند ولی نامی از ایشان برده نمیشود. چه توجیه اقتصادی برای چنین هزینه ای وجود دارد؟ در کمال ادب و احترام به نظر شما دوست گرامی از اظهار نظرتان متعجب شدم. اگر لطف فرموده و توجیه اقتصادی این خبر را ـ اگر صحت داشته باشد که ظاهرا دارد زیرا سویس پیامک همشهری آن را ارسال کرده است ـ برای سایرین نیز بیان فرمائید. به نظر من این هزینه با این شرایط و بدین ترتیب غیر ضروری است.

ضمنا من هنوز در مورد به کارگیری مربی خارجی برای تیم ملی اشکال محتوائی دارم. آیا به راستی این کار با روح ملی و قوانین موجود سازگار است؟

پاسخ آقای بهمنی:

وسلام عزیزم...

پس نقاط اشتراک ما:
1- مدیریت علم است وهنر است
2-مدیریت لیاقت دریافت امکانات خوب را دارد.
3-سیستم مدیریت ژاپنی یک سیستم موفق است
4- اینجا تهران است پایتخت ایران ونه توکیو پایتخت ژاپن
5-در کارخانه هوندا نیز...........
6-مدیر که حقوق خوب بگیرد کارمند جز’ نیز باید حقوق مکفی بگیرد.
7- کلاس برای تربیت مدیران ایرانی بگذاریم تا ایشان هم به سطوح عالی دست یابند
8-در سرزمین ما مدیرانی هستند که اولین نفرند در ورود و آخرین نفرند در خروج
9-بکار گیری مدیران باید توجیه اقتصادی (علاوه بر اجتماعی و علمی) داشته باشد
10- ما به فوتبال کشور همچون سایر پدیده های ملی عشق می ورزیم
..................................................................................................
اما نقاط افتراق:
1- بکار گیری مربی خارجی از نظر شما اشکال محتوایی دارد..به نظر اینجانب بسیار
ضروری است ...شما رفتار حرفه ای افشین قطبی را بعلت اینکه در محیط خارج از فوتبال ما رشد کرده ببینید پس از هر برد و باخت چگونه می ایستد و پاسخ میدهدو با سایر مربیان وطنی که هیچ مسابقه ای را بدون حاشیه به پایان نمیبرند......و به زمین و زمان و بازیکن و همه.....ناسزا میگویند

2-این جمله که ...از همین آب و خاک هستند ..و عرق وطن دارند..و.....رو قبول ندارم
تاثیرات بلازویچ .. برانکو.....و سایر مربیان خارجی.....در فوتبال ما بسیار صادقانه تر
و موثرتر و علمی تر و پیش برنده تر از 90% مربیان داخلی است
ببینید با استقلال و پرسپولیس و نفت آبادان چه کرده و میکنند که هیچ دشمن قداری هم با روح و جسم وجان جوانان این مرز و بوم نمی کند
بازیکنان برجسته را بیاد بیاورید که در تنگ نظری و بی مسئولیتی اینان به هرز رفتند و هدر شدند...رفتار کریمی وخدادا عزیزی ...و سایرین را ببینید به همه چیز شبیه است جز یک ورزشکار پیش کسوت.......

مجاهد خزیراوی...پاشا زاده..موسوی.....و...کجایند؟

3-هر کار حرفه ای .انسان حرفه ای میخواهد و میطلبد ..وتا امور براین مدار میچرخد همین است که هست..............

و اما نظر من: «من به کارگیری مربی خارجی را به مصلحت نمیبینم و خواستار استخدام استاد برای مربیان خارجی برای مربیان ایرانی هستم. من هم موافق کار را باید به کاردان سپرد. این کار را ژاپن در دوره میجی ـ ۱۰۰ سال پیش انجام داد. اینک دنیا آرزو دارد ۵ دقیقه برق ژاپن قطع شود تا ۵ دقیقه با ژاپن نزدیکتر شوند و یا ژاپن به اندازه ۵ دقیقه از پیشرفت باز بماند. دوره میجی در ایران میتواند از همین امروز آغاز شود. پنجاه سال پیش جنس ژاپنی به معنای جنس بنجل بود. امروز ما برای جنس ژاپنی سر و دست میشکنیم. دست به دست یکدیگر دهیم تا پنجاه سال بعد دنیا آرزوی ۵ دقیقه قطعی برق ما را داشته باشد.»

جلالی: كلمنته در فضای آرام مي‌تواند خدمت كند

مجيد جلالی در گفت و گو با خبرنگار خبرگزاری فارس، در مورد انتخاب خاوير كلمنته به عنوان سرمربی تيم ملی فوتبال ايران اظهار داشت: از اين انتخاب خوشحالم. به جامعه فوتبال تبريك می‌گويم و همچنين افرادی كه زحمت كشيدند تا چنين مربی را انتخاب كردند.
وی ادامه داد: كلمنته مربی خوبی است و تجربيات زيادی دارد؛ البته با تمام ايده‌های او آشنا نيستم. همين كه در تيم‌های بزرگ اروپا كار كرده و هيچگاه بيكار نبوده، نشان می‌دهد كه مریي با تجربه‌ای است.
جلالی در مورد مخالفت خودش با مربيان خارجی و نظرخواهی فدراسيون از مربيان ايرانی در خصوص انتخاب سرمربی تيم ملی، عنوان كرد: حرف من و بيشتر مربيان اين بود كه مربی صاحب سبك و شناخته‌شده استخدام شود. هر مربی خارجي، به درد نمی‌خورد.
وی با اشاره به پيشنهادش به فيفا در مورد حمايت خطا در فوتبال، اظهار داشت: مطمئنا در آينده اين كار صورت خواهد گرفت؛ همانطور كه در بسكتبال، هندبال و فوتسال اين اتفاق رخ داد. در فوتسال نيز ابتدا محدوديت خطا وجود نداشت؛ اما به مرور كه روح اين ورزش با خطای زيادی تحت تاثير قرار گرفت، اين محدوديت اعمال شد.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/11/07ساعت 17:40  توسط بهمن کبیری پرویزی  | 

بر اساس گزارش سرویس پیامک همشهری مورخ ۶/۱۱/۱۳۸۶ ساعت ۹:۵۲ آقای خاویر کلمنته سرمربی جدید تیم ملی فوتبال ایران با وجود حقوق ماهانه ۵۲ میلیون تومان در ماه گفته است در اسپانیا زندگی میکند و فقط برای سرکشی به ایران می آید. دوست گرانقدر طنزپرداز من آقای علی رمضانپور بعد از شنیدن خبر پیشنهاد کرد برای راحتی آقای کلمنته با استفاده از چت و وبکم کاری کنند تا این بنده خدا هم در آب و هوای سرد و برفی تهران آلاخون والاخون نشود.

از طنزپزدازی راجع به این خبر که بگذریم چند پرسش اساسی برای من مطرح شده است.

۱ـ بر اساس اصل هشتادم قانون اساسی استخدام کارنشاسان خارجی از طرف دولت ممنوع است مگر در موارد ضرورت با تصویب مجلس شورای اسلامی. شاید هم منظور آقایان این بوده است که در قانون اساسی عبارت کارشناس به کار رفته است و آقای کلمنته مربی است و کارشناس نیست پس مصوبه نمیخواهد.

۲ـ شما را به خدا فقط حقوق پرداختی به وی را با حقوق کارمندان مقایسه کنید.

۳ـ هیچ خانزاده ای با سرکشی به املاک خود اینچنین درآمد ندارد. به جای صرف این همه پول برای یک مربی خارجی لا اقل برای تربیت مربیان وطنی به او پول میدادید. این همه خرج برای چیست؟

. . . . . .

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/11/07ساعت 14:2  توسط بهمن کبیری پرویزی  |